است چنان حال انفعال و ترس و توجّه دارد كه از خود فراموش مىكند .
و از جمله علامات صاحب يقين ، اين است كه مستجاب الدّعوة است و بلكه كرامات و خرق عادات دارد . سرّ اين مطلب اين است كه نفس هر چه يقينش بيفزايد بر تجرّدش افزوده مىشود ، و در نتيجه ملكهء تصرّف در كائنات براى او پديد مىآيد . امام صادق عليه السّلام فرمود :
« اليقين يوصل العبد إلى كلّ حال سنّى و مقام عجيب ، كذلك أخبر رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم من عظم شأن اليقين حين ذكر عنده أنّ عيسى بن مريم عليه السّلام كان يمشى على الماء ، فقال : لو زاد يقينه لمشى في الهواء » .
« يقين بنده را به هر مقام بلند مرتبه و شگفتآورى مىرساند ، اين چنين رسول خدا از عظمت مقام يقين خبر داده است وقتى نزد او گفته شد كه عيسى بن مريم بر آب مىرفت ، فرمود : اگر يقين او افزون بود بر هوا نيز مىرفت » . اين خبر دلالت دارد كه كرامات با افزون شدن يقين بيشتر مىشود ، و پيامبران با همهء جلالت قدرشان نزد خداوند در يقين مراتب متفاوتى دارند .
مراتب يقين :
از آنچه كه گفته شد آشكار است كه : يقين جامع همهء فضائل است و از هيچ يك از آنها جدا شدنى نيست . اكنون بايد دانست كه يقين را مراتبى است :
( 1 ) علم اليقين ، و آن عبارت است از اعتقاد ثابت جازم مطابق با واقع - چنان كه گذشت - كه از راه استدلال به وسيلهء لوازم و ملزومات حاصل مىشود ، و مثال آن يقين به وجود آتش از مشاهدهء دود است .
( 2 ) عين اليقين ، و آن عبارت است از ديدن و مشاهدهء مطلوب با چشم بصيرت و ديدهء درونى ، و اين ديدار در روشنى و جلا از مشاهدهء با چشم بيرونى قويتر است .
و سخن امير مؤمنان عليه السّلام به اين مرتبه اشاره دارد : « لم أعبد ربّا لم أره » [ 1 ]
« خدائى
هامش
[ 1 ] عبارت نهج البلاغه در پاسخ سؤال ذعلب يمانى ( هل رأيت ربك ؟ ) اين است :
» أ فأعبد ما لا أرى ؟ «