سبحان فرموده است : به زبانهاى خويش چيزها مىگويند كه در دلهاشان نيست ، و خداوند به آنچه پنهان مىكنند داناتر است » .
و نيز فرمود : « ليس شيء إلا و له حدّ . »
« هر چيزى حدّى دارد » پرسيدند :
حدّ توكَّل چيست ؟ فرمود : « اليقين » « يقين »
پرسيدند : حدّ يقين چيست ؟ فرمود :
« ألا تخاف مع اللَّه شيئا » .
« با خدا از هيچ چيز ترس نداشته باشى » . و نيز از آن امام روايت شده :
« من صحّة يقين المرء المسلم ألا يرضى النّاس بسخط اللَّه و لا يلومهم على ما لم يؤته اللَّه . فانّ الرزق لا يسوقه حرص حريص و لا تردّه كراهية كاره ، و لو أنّ أحدكم فرّ من رزقه كما يفرّ من الموت لأدركه رزقه كما يدركه الموت » .
« از درستى يقين مسلمان اين است كه خشنودى مردم را با ناخشنودى و غضب خدا به دست نياورد و آنان را به آنچه خدا به او نداده ملامت نكند . كه روزى را حرص حريص نمىكشاند و بىميلى كسى آن را نمىراند ، و اگر يكى از شما از روزى خويش بگريزد چنان كه از مرگ مىگريزد روزى همانند مرگ به او خواهد رسيد » .
و از جمله [ علامات اهل يقين ] : اين است كه در همهء حالات در پيشگاه خداى سبحان خاضع و خاشع باشد ، و در نهان و آشكار به وظايف خدمت خويش قيام كند و فرائض ( واجبات ) و سنن ( مستحبّات ) شريعت را فرمان برد و با تمامى وجود خويش متوجّه خدا باشد و در برابر او حالت خضوع و تذلَّل بگيرد ، و از هر چه جز اوست روى بگرداند ، و قلب خود را از غير او تهى كند ، و با تمام فكر به ذات قدسى او روى آورد ، و در درياى حبّ و انس او مستغرق باشد .
سرّ اينكه صاحب يقين چنين حالاتى دارد اين است كه به خدا و عظمت و قدرت او شناساست ، و مىداند كه خداوند كارهاى او را مىبيند و از نهانخانهء ضمير و آنچه در دل وى مىگذرد آگاه است ، و مىداند كه :
« مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرّةٍ خَيْرا يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثقالَ ذَرّةٍ شَرا يَرَه » 99 : 7 - 8 ( زلزال ، 8 - 9 )
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٧٩