« و براى آنها گنجى در زير ديوار بود » مىفرمايد : لوحى بود كه بر آن نوشته شده بود :
« بسم اللَّه الرحمن الرحيم عجبت لمن أيقن بالموت كيف يفرح ، و عجبت لمن أيقن بالقدر كيف يحزن ، و عجبت لمن أيقن بالدّنيا و تقلَّبها بأهلها كيف يركن إليها » .
« به نام خداى رحمان رحيم . در شگفتم از كسى كه به مرگ يقين دارد چگونه شادمانى مىكند ، و عجب دارم از كسى كه به تقدير يقين دارد چگونه اندوهگين مىشود ، و تعجّب مىكنم از كسى كه به دنيا و دگرگونى آن نسبت به اهل دنيا يقين دارد چرا به آن دل مىبندد » .
و آن كه به عظمت فائق و قدرت غالب خداوند يقين دارد ، پيوسته در مقام ترس و بيم و سراسيمگى است . روايت شده است كه سرور رسولان صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از شدّت خضوع و خشوع و خشيت براى خداى تعالى چنان بود كه وقتى راه مىرفت گوئى نزديك است به زمين افتد .
و كسى كه به كمالات نامتناهى او يقين دارد دائما در مقام شوق و وله ( سرگشتگى و حيرت ) و حبّ است . و حكايات اهل يقين از انبياء و اولياء و كاملان در خوف و شوق و اضطراب و دگرگونى حال كه در نماز و غير آن به ايشان دست مىدهد مشهور است و در كتابهاى تاريخ و زندگينامه هاى آنان آمده است ، و همچنين دربارهء و له و استغراق و ابتهاج و انبساطى كه نسبت به خداى سبحان وجودشان را فراگرفته است . و داستان غش كردن امير مؤمنان عليه السّلام در اوقات خلوت و مناجات با خدا و از خود بى خود شدن در نمازها نزد شيعه و سنّى متواتر است .
چگونه مىتوان تصوّر كرد كه كسى كه به خدا و عظمت و جلال او و به آگاهى او بر ريزه كاريها و نكته هاى باريك احوال وى يقين واقعى دارد او را در حضورش نافرمانى كند و حالت شرمسارى و ترس و بيم و حضور قلب و توجّه كامل در پيشگاهش براى وى پديد نيايد ، و حال آنكه مىبينيم كه در حضور پادشاه و اميرى كه داراى كمترين قدرت و شوكت مجازى است و در آغاز و انجام ضعيف و پست
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٨١