كسى كه اطاعت از او واجب است ، و آن نيز از شاخه هاى كبر است . و ضدّ آن تسليم و انقياد است نسبت به كسى كه اطاعت از او واجب است .
و از جمله « ستودن خويش » است يعنى خود را از عيب و نقص پاك دانستن . و ضدّ آن اعتراف به نقائص خويش است .
و از جمله « عصبيّت » است يعنى حمايت از خود و منسوبان خود به ناروا و بر خلاف حق .
و از جمله « كتمان حق » ( پنهان داشتن حق ) است و ضدّ اين دو خوى اخير انصاف و بر حق بودن است .
و از جلمه « قساوت » ( سنگدلى ) است و آن متأثّر نشدن از مشاهدهء درد و رنجهاى همنوعان است . و ضدّ آن رحمت است .
و امّا دو جنس رذائلى كه به قوهء شهوت مربوط است يكى « شره » ( آزمندى و هرزگى ) و ديگرى « خمود » ( افسردگى و بىحسّى ) است و ضدّ آن دو « عفّت » ( خويشتندارى ) است . و امّا انواع و نتايج و لوازم متعلَّق به آنها عبارتند از :
« دنيا دوستى » و « مال دوستى » و ضدّ آن دو « زهد » ( بىميلى به دنيا و مال ) است ، و « غنى » ( بىنيازى ) و ضدّ آن فقر است و « حرص » و ضدّ آن قناعت است ، و « طمع » و ضدّ آن « استغناء » ( بىنيازى خواستن ) از مردم است ، و « بخل » و ضدّ آن سخا ( بذل و بخشش ) است كه همهء انفاقها تحت اين عنوان مندرج است ، و « طلب حرام » و اجتناب نكردن از آن ، و ضدّ آن پارسائى و تقوا به معنى خاصّ است ، و « غدر و خيانت » و ضدّ آن دو امانت است ، و « انواع فسق و فجور » از قبيل زنا و لواط و شرابخورى و اشتغال به لهو و لعب و مانند آن است ، و از جمله « فرو رفتن در باطل » است و از جمله « بيهوده گوئى و زياده گوئى » است و ضدّ آن دو خاموشى يا به قدر ضرورت سخن گفتن است .
و امّا رذائل و فضائلى كه به دو يا سه قوه متعلَّق است ، مهمترين آنها عبارتند از : « حسد » و ضدّ آن خيرخواهى است ، و « اهانت و تحقير و ايذاء » و ضدّ اينها بزرگ شمردن و خوددارى از آزار و اذيّت ديگران است ، و ايذاء نزديك است به ظلم به معنى اخصّ ، يا اعمّ از آن است ، و ضدّ ظلم به معنى اخصّ عدالت
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١١٦