است . و « تعسّف » ( بدون تدبير و رويّه كار كردن ) نزديك به عجله است ، و ضدّش يعنى « توقّف » نزديك به درنگ و آهستگى است ، و بيان فرق بين آنها خواهد آمد . و وقار ( آهستگى و بردبارى ) شامل تأنّى و توقّف است و آرامش و سكون نفس است در حركات و افعال چه در آغاز كار و چه در اثناى آن ، و اين خوى از لوازم بزرگى و شجاعت نفس است .
و از جمله « سوء ظنّ ( بدگمانى ) به خداى تعالى و به مؤمنان » است و اين خوى از لوازم جبن و ضعف نفس است ، و چه بسا از پستى كيفيّت باشد ، پس ضدّش يعنى حسن ظنّ ( خوش گمانى ) به خدا و مؤمنان از آثار شجاعت و بزرگى نفس است .
و از جمله « غضب » است و آن حركتى است نفسانى كه موجب حركت روح از درون به بيرون براى غلبه مىشود و در طرف افراط قرار دارد و ضدّ آن حلم است .
و از جمله « انتقام » است كه از نتايج غضب است و ضدّ آن عفو و گذشت است .
و از جمله « عنف » ( درشتى و سختگيرى ) است كه آن نيز از نتايج خشم است و ضدّش رفق ( مدارا ) است .
و از جمله « كينه توزى » است و آن دشمنى ريشه دار است ، يعنى بدخواهى و طلب زوال خير از مسلمين ، و اين نيز از آثار غضب است .
و از جمله « عداوت » آشكار است و ضدّ آن « نصيحت » است يعنى خير خواهى و دفع شرّ و فساد از هر مسلمانى . غضب و كينه توزى لوازمى دارد از قبيل زدن و دشنام دادن و نفرين و عيب كردن .
و از جمله « عجب » يعنى خود بزرگ بينى است و ضدّ آن شكسته نفسى و خود كوچكبينى است .
و از جمله « كبر » يعنى خود را از ديگران بزرگتر شمردن است و ضدّ آن تواضع است يعنى براى خود برترى و مزيّتى بر غير نديدن .
و از جمله « افتخار » است يعنى مباهات و فخر فروشى به كمالى كه در خود مىپندارد و آن از شاخه هاى كبر است .
و از جمله « بغى » يعنى تجاوز و ستم است و سركشى و عدم انقياد نسبت به
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١١٥