فرق و تمييز و غيره ) چنان كه علماى اخلاق ذكر كردهاند خالى از آشفتگى و اختلال نيست ، و مادر اين مورد از روش آنان پيروى نمىكنيم و آنچه را نظر صحيح اقتضا مىكند بيان مىكنيم . پس مىگوئيم :
دو جنس رذيلت براى قوهء عقليّه عبارتند از : « جربزه و سفسطه » كه در طرف افراط است و « جهل بسيط » كه در جانب تفريط است . و ضدّ آن دو علم و حكمت است . امّا انواع و لوازم مترتّب بر آن دو عبارتند از : « جهل مركَّب » كه از پستى كيفيّت است ، و « حيرت و شك » كه در طرف افراط است ، و ضدّ جهل مركَّب ادراك حقّ است يا لا اقل زوال علم به اينكه خود را عالم مىپندارد [ 1 ] . و ضدّ حيرت ، جزم به يكى از دو طرف شك است و از اينجا معلوم مىشود كه يقين ضدّ هر يك از آن دو ( جهل مركَّب و حيرت ) است . زيرا يقين اعتقاد جازمى است كه مطابق واقع باشد . پس به اعتبار جزمى كه در آن است ضدّ حيرت است و به اعتبار مطابقت با واقع ضدّ جهل مركَّب است . و منشأ حصول يقين ، راست و درست بودن ذهن و صفاى آن است همراه با مراعات شرايط استدلال . و منشأ جهل مركَّب كجى و اعوجاج ذهن يا خطاى در استدلال است ، يا وجود مانعى از رسيدن به حقّ مانند تعصّب جاهلانه يا تقليد كوركورانه و امثال اينها . و منشأ حيرت قاصر بودن يا تيرگى ذهن است ، يا اضطراب و تشويشى كه موجب تجاوز از مطلوب يا عدم احاطه به مقدّمات آن است . و از آن جمله « شرك » است و ضدّ آن توحيد است .
و از جمله « وسوسه هاى » ى نفسانى و خيالات باطل شيطانى است و اين نيز از پستى كيفيّت است ، و ظاهرا اين از رذائل دو قوهء و هم و متخيّله به شمار مىآيد نه قوهء عاقله ، زيرا غالبا عاقله از اختلال آن دو بر كنار نيست . امّا عذر آن را در اين باره قبلا دانستى ، و ضدّ آن انديشه ها و خيالات پسنديده است كه از آن جمله فكر دربارهء نو آورده ها و شگفتيهاى صنع خداى سبحان است ، و از جمله « استنباط مكر و حيله » است براى رسيدن به خواهشها و مقتضيات شهوت و غضب ، و اين در جانب افراط است .
هامش
[ 1 ] چون جهل مركَّب . از جهل و از جهل بر جهل تركيب شده است زوال آن يا به وسيلهء علم حقيقى است يا لا اقل با زوال جهل بر جهل ( يعنى بداند كه نمىداند ) . م .