بود ، به شرط اينكه با قواى خود در جهت كمالات مخصوص آن قوا حركت و تلاش كند ، تا بخش روحانى بر بخش جسمانى غالب آيد ، و تيرگيها و كدورتهاى طبيعت را از جان خود بزدايد ، و آثار روحانى از قبيل علم به حقايق اشياء و انس و محبّت نسبت به خداى تعالى و آراستگى به فضائل و صفات نيك در او پديدار شود . و در اين حال به سبب غلبه و پيروزى جنبهء روحانىاش در ملأ أعلى جاى مىگيرد و لطائف حكمت را از آنان استفاضه مىكند و به نور الهى روشن و تابناك مىگردد . و اين حال بر حسب دفع وابستگيها و علائق جسمانى افزوده مىشود تا آنجا كه همهء پرده هاى ظلمانى طبيعت از او برداشته مىشود و تمامى پوششهاى مادّى از او كنار مىرود . از همهء دردها و حسرتها آزاد و رها مىشود و به ذات خود براى هميشه مسرور و شادمان خواهد بود ، و از فيوضات نور اوّل كه به او پرتو مىافكند خوشحال و مبتهج مىباشد . و سرور و شادى او جز به آن ذات نخواهد بود و به چيزى جز آشكار ساختن حكمت حقيقى در ميان اهل آن خرسند و مبتهج نيست . و انس و مودّت پيدا نمىكند مگر با كسانى كه با او سنخيّت داشته باشند و بخواهند از او كمالات معنوى را فرا گيرند .
همچنين به مفارقت و از دست رفتن دنيا و آنچه در آن است اهمّيّتى نمىدهد و اعتنائى نمىكند ، و تن و مال و همهء برخورداريهاى دنيا را جز رنج و و بال و مايهء خستگى و تعب خود نمىداند مگر به اندازهء احتياج ضرورى كه بدن او در تحصيل كمال به آن نيازمند است . و همواره به مصاحبت ذوات نورانى ميل و اشتياق دارد ، و جز آنچه خداى تعالى از او خواسته عملى انجام نمىدهد ، و به چيزى روى نمىآورد مگر آنكه بدان وسيله به او نزديك شود . و براى شهوات پست حيوانى با او مخالفت نخواهد كرد ، و به خدعه ها و نيرنگهاى طبيعت فريفته نمىشود ، و به چيزى كه مانع سعادت اوست التفات و توجّهى نمىكند ، و به واسطهء از دست دادن محبوبى و در گذشتن مطلوبى اندوهگين نخواهد شد . و چون از امور طبيعى بكلَّى پاك و صافى شد عوارض نفسانى و خيالات شيطانى يكسره از او زايل مىشود و خواست و طلب او نسبت به امور خارجى از ميان خواهد رفت . و در اين هنگام از معارف الهى سرشار و از شوق و بهجت الهى پر خواهد شد ، و حقايق در عقل او همانند قضاياى
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٧٦