خلقت خود نائل مىشود .
و چون قواى نفس متخالف و در كشمكشاند ما دام كه يكى از آنها غلبه نكند نفس در مرتبه و عالم خاصّ خود وارد نمىشود بلكه همواره عرصهء نزاع و كشمكش براى آثار مختلف و احكام متباين است تا آنكه يكى از آنها پيروز و چيره شود و آثار آن پديدار گردد و به عالم ويژهء خود درآيد .
و چون قوهء عاقله از سنخ ملائكه ، و قوهء واهمه از حزب ابليسان و قوهء غضبيّه از مرتبه و افق درندگان ، و قوهء شهويّه از عالم چهارپايان است ، بنابراين بر حسب غلبهء يكى از اينها نفس يا فرشته يا شيطان يا سگ يا گراز خواهد شد . امّا اگر سلطه و غلبه براى عقل قهرمان حاصل شود احكام و آثار او در كشور جان آشكار مىشود و حالات نفس به انتظام درمىآيد . و اگر اين غلبه و سلطه براى قوه اى ديگر پيدا شود آثار آن ظاهر مىگردد و نفس به فساد و هلاك مىافتد و دنيا و آخرتش مختل و تباه مىشود .
مطلب ديگر اين است كه منشأ كشمكش و همچنين تجرّد و بقا و جاودانگى نفس انسانى همان نيروى عقل اوست ، زيرا درگيرى و كشمكش بين او و قواى ديگر پديد مىآيد و ليكن در نفوس ديگر حيوانات به علَّت فقدان عقل اين نزاع و كشاكش وجود ندارد هر چند در غلبهء يكى از اين قوا در آنها تفاوتى هست . پس در شياطين واهمه غالب است و در درندگان غضب و در چهارپايان شهوت چيره و مسلَّط است . و امّا نيروى فرشتگان منحصر در عقل است و در آنها ساير قوا وجود ندارد و از اين رو در مورد آنان نزاع و كشمكش واقع نمىشود . و امّا انسان جامع همهء اين عوالم است و در ميان مخلوقات تنها اوست كه به صفات متقابل اختصاص يافته است . و از اين رو نماينده و مظهر اسماء متقابل الهى گشته و قابليّت خلاف ربّانى يافته و دو عالم صورت و معنى در او جمع شده است .
و فرشتگان اگر چه به مقام بهشت روحانى و لوازم آن يعنى اشراقات علمى و لذّات عقلى اختصاص يافتهاند و ليكن از جنبهء جسمانى و لوازم آن بىبهرهاند .
و اجسام آسمانى هر چند بر حسب قواعد حكمت داراى نفوس ناطقهاند ولى از طبايع گوناگون و كيفيّات مختلف محرومند و مراتب متفاوت ندارند و نقص
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٧٤