و كمال و دگرگونى احوال براى آنها نيست ، بر خلاف انسان كه همهء مراتب مختلف را داراست و اطوار و مراحل متعدّد و متنوّع جماد و نبات و حيوان و ملك را سير مىكند و از همهء اين مراتب مىگذرد و به مرتبهء شهود وحدت صرف نائل مىشود و بنا بر اين از افق فرشتگان فراتر مىرود . پس او نسخهء جامع حقايق عالم ملك و عالم ملكوت و آميزه اى از دو عالم خلق ( آفرينش ) و امر ( فرمان ) است [ 1 ] . امير مؤمنان عليه السّلام فرموده است :
« انّ اللَّه خصّ الملك بالعقل دون الشّهوة و الغضب ، و خصّ الحيوانات بهما دونه ، و شرّف الإنسان بإعطاء الجميع ، فان انقادت شهوته و غضبه لعقله صار أفضل من الملائكة لوصوله إلى هذه المرتبة مع وجود المنازع و الملائكة ليس لهم مزاحم » .
« خداوند فرشته را به عقل اختصاص داد و خشم و شهوت در او قرار نداد ، و حيوانات را شهوت و غضب داد و عقل نداد ولى انسان را با اعطاء همهء آنها جامهء تشريف پوشانيد . پس اگر شهوت و غضب او مطيع عقلش شود از فرشتگان برتر آيد زيرا با وجود منازع به اين مرتبه نائل شده است و حال آنكه فرشتگان را مزاحمى نيست » .
پيوست
[ 2 ] از آنچه گفته شد آشكار است كه انسان جنبه اى روحانى دارد كه بدان وسيله با ارواح پاك و فرشتگان قدسى در خور و همدم است ، و جنبه اى جسمانى دارد كه از آن طريق با درندگان و چهارپايان همانند است . به وسيلهء بخش جسمانى مدّتى كوتاه در اين عالم حسّى اقامت مىكند و به وسيلهء بخش روحانى به عالم علوى و جهان برين منتقل مىشود و در آنجا براى ابد در مصاحبت قدسيان خواهد
هامش
[ 1 ] اشاره است به آيهء 54 سورهء اعراف ( الا لَه الْخَلقُ وَالامْر 7 : 54 : بدانيد كه آفرينش و فرمان از اوست ) .
[ 2 ] پيوست ، در ترجمهء « وصل » آورده شده است - اين عنوان در پايان بعضى از فصول اين كتاب به معنى پيوند با آنها آمده است .