تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
بيشتر بود . و احتياط در آن مهم باشد كسى را كه بر نفس خود مىترسد كه از غير زن خود آرزو برد « 221 » . و اما كسى كه مراد او از نكاح مجرد سنت باشد يا حصول فرزند يا تدبير خانه ، اگر او از جمال اعراض نمايد به زهد نزديك‌تر بود ، زيرا كه طلب جمال بر سبيل اجمال بابى است از دنيا [ 44 ] اگر چه در حق بعضى معين دين باشد . ابو سليمان دارانى گفت : زهد در همه چيزها باشد تا به حدى كه در زن هم بود ، و آن چنان باشد كه زنى پير زن كند « 222 » ، چه اختيار او بى رغبتى باشد در دنيا . و مالك دينار گفت : يكى از ايشان « 223 » زنى بى پدر و درويش را بگذارد « 224 » ، كه در نان و جامه دادن آن مزد يابد « 225 » و كم مئونت بود « 226 » و به اندك چيزى راضى شود ، و دختر فلان و فلان ، يعنى ابناى دنيا ، به زنى كند ، و « 227 » او بر وى بر آرزوها تحكم نمايد و گويد : جامهء من چنين و چنين بايد . و احمد حنبل زنى يك چشم كور را بر خواهر او كه جمال رايق « 228 » داشت اختيار كرد ، چه پرسيد كه عاقل‌تر ايشان كيست ؟ گفتند : آن كه يك چشمش كور است . گفت : او را به من دهيد . و اين آداب كسى است كه مقصود او تمتع نباشد . و اما كسى كه بى تمتع بر دين خود ايمن نباشد بايد كه جمال طلبد ، كه تلذّذ نكاح حصن دين است . و گفته‌اند : چون زنى خوبروى و نيكو خوى و سياه حدقه و موى و بزرگ چشم و سفيد پوست و دوستدار شوى و نظر بر وى مقصور دارنده باشد ، بر صفت حور عين بود كه حق تعالى زنان بهشت را بدين صفت ياد فرموده است و گفته :
خَيْراتٌ حِسانٌ
« 229 » ، اى ، نيكو خويان و نيكو رويان . [ و ] قوله تعالى :
قاصِراتُ الطَّرْفِ
« 230 » ، اى ، نظر بر شوى مقصور دارندگان . و نيز فرموده :
عُرُباً أَتْراباً
« 231 » . و عرب جمع عروب است ، و عروب زنى را گويند كه دوست دار شوى باشد با شهوت مباشرت انگيختن ، و بدين صفت لذت كمال پذيرد . و اتراب همزادان‌اند . و حور جمع حوراء است ، و حوراء زنى كه گويند كه سپيدهء چشمش نيك سپيد باشد و سياههء آن نيك سياه با سياهى موى . و
هامش
( 221 ) آرزو بردن ( ترجمهء تشوّف ) ، چشم داشتن ، زبيدى « تشوف » را به معنى ديگر آن « تطلّع » ( سر كشيدن از براى نگريستن ) گرفته است . ( 222 ) با زن پيرى ازدواج كند . ( 223 ) يكى از ايشان ( مبهم مركب ) ، كسى از كسان . ( 224 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 225 ) كه به نام شوى و متكفل در نان و جامه دادن زن بى پدر درويش مزد و ثواب يابد . ( 226 ) زن بى پدر درويش . ( 227 ) و حال آن كه . ( 228 ) رايق ، زيبا ، دلربا . ( 229 ) رحمن 55 - 70 . ( 230 ) رحمن 55 - 56 . ( 231 ) واقعه 56 - 37 .