تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
خوبرويى و سبكى كاوين و زايندگى و دوشيزگى و نسبت و آن كه خويشاوند نزديك نباشد .

اول آن كه ديندار و پارسا بود ،

( 1 ) و اصل اين است ، و اعتنا و اهتمام بايد كه در اين بود . چه اگر دينش در صيانت نفس و فرج ضعيف بود ، عيب به شوى رساند و ميان مردان « 195 » روى وى سياه گرداند و به غيرت دل او مشوّش كند و زندگانى وى منغص كند ، اگر غيرت و حميّت ورزد هميشه در بلا و محنت باشد ، اگر مساهلت « 196 » نمايد دين و عرض خود را خوار داشته بود و به بى حميّتى منسوب شود . چون با فساد خوبرويى باشد بلاى او قوىتر باشد ، چه مفارقت او بر شوى گران آيد ، و از وى صبر نتواند كرد و با وى هم نتواند بود ، و چون آن كس باشد كه در خدمت پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - آمد و از زن خود شكايت كرد كه نفس خود را صيانت نكند . فرمود كه طلاق ده . گفت : وى را دوست دارم . فرمود كه نگاه دار . و نگاه داشتن از بيم آن فرمود كه اگر طلاق دهد دلش متعلق وى [ 42 ] شود و او نيز در فساد افتد . پس دوام نكاح او را - به سبب دفع فساد از وى بود ، به آن كه دلش تنگ شود - اولى دانست « 197 » . و اگر فساد دين زن به استهلاك مال بود هميشه زندگانى با وى مشوش بود ، و اگر خاموش باشد و انكار نكند در معصيت شريك باشد ، و مخالفت قول خداى تعالى كرده باشد ، چنان كه در كلام مجيد مىفرمايد ، قوله تعالى :
قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً
« 198 » و اگر انكار نمايد و خصومت كند عمرش منغّص شود . و براى آن پيغامبر تنكح المرأة لمالها و جمالها و حسبها و دينها ، فعليك بذات الدّين ، اى ، نكاح زن براى مال باشد و براى جمال و براى حسب و براى دين ، و بر تو باد كه ديندار را اختيار كنى . و فرمود : من نكح المرأة لمالها و جمالها حرم مالها و جمالها و من نكحها لدينها رزقه اللّه مالها و جمالها ، اى ، هر كه زنى براى مال و جمال به زنى كند از مال و جمال او محروم شود ، و هر كه براى دين به زنى كند خداى - عز و جل - مال و جمال را روزى وى كند . و نيز گفته است : لا تنكح المرأة لجمالها فلعلّ جمالها يرديها و لا لمالها فلعلّ مالها يطغيها و انكح المرأة لدينها ، اى ، زن را به زنى مكن براى جمال او ، چه شايد كه جمال او وى را در بدى اندازد و هلاك گرداند ، و نه براى مال او ، چه شايد
هامش
( 195 ) در عربى : بين الناس . ( 196 ) مساهلت ، مسامحه ، سهل انگارى . ( 197 ) در عربى : فرأى ما في دوام نكاحه من دفع الفساد عنه مع ضيق قلبه اولى . ( 198 ) تحريم 66 - 6 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 79 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى