[ مترجم مىگويد : ] و نزديك أبو حنيفه - رضى اللّه عنه - مانع بود .
سيزدهم آن كه يا خواهر يا عمه يا خالهء وى به زنى دارد ، و به نكاح وى ميان ايشان جمع كند ، و هر دو زنى كه ميان ايشان خويشاوندى بود - كه اگر يكى از ايشان مرد بودى و يكى زن ، ميان ايشان نكاح جايز نبودى - جمع كردن ميان ايشان روا نباشد .
چهاردهم آن كه وى را سه طلاق داده بود ، تا آن گاه كه وى را شوى ديگر در نكاح صحيح وطى نكند و طلاق ندهد ، او را حلال نباشد .
پانزدهم آن كه او [ را ] لعان كرده باشد ، كه پس از لعان هميشه بر وى حرام بود .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك أبو حنيفه - رضى اللّه عنه - حرمت لعان تا به وقت اكذاب « 189 » و اقامت حد است ، و پس از آن زايل بود « 190 » .
شانزدهم آن كه إحرام گرفته باشد به حج يا عمره ، يا شوى محرم بود ، كه نكاح قطعا منعقد نشود مگر پس از تمام تحلّل « 191 » .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك أبو حنيفه - رضى اللّه عنه - منعقد شود .
هفدهم آن كه كالم « 192 » صغيره باشد كه نكاح وى را « 193 » روا نباشد مگر پس از بلوغ .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك أبو حنيفه - رضى اللّه عنه - روا بود . كه ولىّ وى را به زنى دهد .
هژدهم آن كه يتيمه بود ، كه نكاح او روا نبود مگر پس از بلوغ .
[ مترجم مىگويد : ] و نزديك أبو حنيفه - رضى اللّه عنه - روا بود . و صغيره را غير پدر و جد به زنى نتواند داد .
نوزدهم آن كه از ازدواج پيغامبر باشد ، از آن جمله كه وفات پيغامبر در حال زنى او بوده يا با وى دخول كرده بود . و اين در روزگار ما موجود نشود .
و موانع حرام كننده اين است كه ياد كرده شد .
[ نوع دوم ] و اما خصلتهايى كه خوشى زندگانى بدان حاصل شود
- ( 1 ) و از مراعات آن در زن چاره نبود تا دوام عقد و توفّر « 194 » مقاصد زوجين حاصل آيد - هشت است : دين و خوى خوش و
هامش
( 189 ) اكذاب ، آشكار كردن دروغ .
( 190 ) در شرح زبيدى : فلو أكذب نفسه بعد ذلك جاز له نكاحها .
( 191 ) تمام تحلّل ، از إحرام در آمدن .
( 192 ) كالم ، بيوه ، زن شوى ديده .
( 193 ) نكاح وى را ، نكاح وى ، عقد زناشويى با او .
( 194 ) توفير ، حق كسى را تمام دادن .