تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
چهارم ايجاب و قبول متصل بدان ، به لفظ « انكاح » يا « تزويج » يا معنى خاص آن به هر زبانى كه باشد از دو شخص مكلّف كه هيچ كس از ايشان زن نباشد - خواه شوى و ولىّ زن باشند و خواه وكيلان ايشان . [ مترجم مىگويد : ] و نزديك أبو حنيفه - رضى اللّه عنه - به هر لفظى كه براى تمليك منافع موضوع است ، چون اجازه . و أعارت « 165 » زنان اختلاف مشايخ است : به نزديك كرخى منعقد شود و نزديك ديگران نه . و عبارت زنان « 166 » در نكاح درست است .

و اما آداب آن

( 1 ) تقديم خطبه « 167 » است با ولى ، نه در حالى كه زن در عدّت بود ، اگر عدّت دارنده باشد ، بل پس از گذشتن آن ، و نه در حالى كه پيش از وى ديگرى خطبه كرده بود ، كه خطبه بر خطبه منهىّ است . و از آداب آن « 168 » خطبه گفتن است پيش از نكاح ، و تحميد « 169 » را به ايجاب و قبول آميختن ، چنان كه زوج گويد : الحمد للَّه و الصلاة على رسول اللّه زوّجنى ابنتك فلانة ، اى ، دختر خود فلانه را به من به زنى ده . و ولى گويد : الحمد للَّه و الصلاة على رسول اللّه ، زوّجتك ابنتي ، اى دختر خود به زنى تو دادم . و شوى گويد : الحمد للَّه الصلاة على رسول اللّه ، قبلت نكاحها [ على هذا الصّداق ] ، اى ، او را به زنى قبول كردم بر اين كابين . و كابين بايد كه معلوم باشد و سبك . و تحميد پيش از خطبه نيز مستحب است . و رسانيدن كار شوى به سمع زن ، اگر چه بكر باشد ، چه آن به الفت نزديك‌تر . و براى آن ، مستحب است كه پيش از نكاح زن را بيند كه آن به موافقت سزاوارتر . و حاضر كردن جماعتى از اهل صلاح ، زيادت از « 170 » دو گواه كه ايشان « 171 » دو ركن صحت‌اند . و به نكاح اقامت سنت و نگاه داشت چشم و طلب فرزند و ديگر فايده‌ها كه ياد كرديم نيت كند . و قصد او مجرّد هوى و تمتع نباشد ، كه عمل او از اعمال دنيا شود . و اين نيتها مانع
هامش
( 165 ) أعارت ، در تداول فقه ، عبارت است از مالك شدن منافع بى عوض مالى ( تعريفات جرجانى ) . ( 166 ) يعنى زن خود خويش را تزويج كند و لفظ قبول را بگويد ( زبيدى ، 5 - 326 ، ( فصل ) . . . ) . ( 167 ) خطبه ، خواستگارى . ( 168 ) از آداب عقد . ( 169 ) تحميد ، خدا را بسيار ستودن ، الحمد للَّه الذي أحل النكاح . . . گفتن . ( 170 ) زيادت از ، علاوه بر . ( 171 ) ايشان ، دو گواه .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 75 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى