تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
اعتبار حالها درست است . سؤال اگر از آفت‌ها ايمن بود ، نكاح بهتر يا تخلّى « 154 » براى عبادت ؟ جواب بايد كه هر دو را جمع كند ، زيرا نكاح از آن روى كه عقد است مانع تخلى نيست و لكن از روى حاجت به كسب مانع است ، و بر عبادت بى استراحتى « 155 » مواظبت نتوان كرد . و اگر فرض كنى كه اوقات در كسب چنان مستغرق باشد كه جز به فرايض و خوردن و خفتن و قضاى حاجت نپردازد ، اگر اين مرد از آن جمله بود كه جز به نماز نفل يا حج يا آن چه مناسب آن باشد از كارهاى بدنى سالك راه آخرت نشود ، نكاح وى را فاضل‌تر . زيرا كه در كسب حلال و اقامت مصالح عيال و سعى در تحصيل فرزند و صبر بر خويهاى زنان انواع عبادتهاست كه ثواب آن كم از عبادتهاى نافل نباشد . و اگر عبادت او به علم و فكرت و حركت باطن باشد و كسب آن را مشوّش كند ، ترك نكاح فاضل‌تر . سؤال چون نكاح فضيلتى تمام دارد ، عيسى - عليه السّلام - چرا نكاح نكرد ؟ و اگر تخلّى براى عبادت فاضل‌تر است ، چرا پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلم - بسيار نكاح كرد ؟ جواب فاضل‌تر آن است كه ميان هر دو جمع كند ، و كسى كه قوّت او عظيم باشد و همّت او عالى هيچ چيزى وى را از حق تعالى مشغول نگرداند . و پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلم - سالك طريق قوّت شده است ، و فضل عبادت و نكاح را جمع كرده و با نه زن متخلّى « 156 » بود براى عبادت ، و قضاى وطر « 157 » به نكاح در حق او مانع تخلّى نبود ، چنان كه قضاى حاجت در حق ارباب دنيا مانع تدبير دنياى آنان نباشد ، و از مهمات خود غافل نباشند . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - چنان عالى درجه بود كه كار اين عالم وى را از حضور دل با حق تعالى مانع نبودى ، و در آن حال كه در فراش اهل خود بودى وحى آمدى ، و مثل اين منصب جز وى را كى مسلّم شود ؟ و دور نباشد كه درياى بزرگ را متغير نگرداند چيزى كه جوى حقير را متغيّر كند . و اما عيسى - عليه السّلام - حزم را گرفته بود نه قوّت را ، و احتياط براى خود اختيار كرده . و شايد كه حالت او چنان بودى كه مشغولى اهل در آن تاثيرى كردى ، يا طلب حلال
هامش
( 154 ) تخلّى ، تجرّد ، ترك كردن نكاح ، تنها به خلوت عبادت نشستن . ( 155 ) « ى » نكره . ( 156 ) متخلّى ، آزاد و رها شده . ( 157 ) وطر ، حاجت .