تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
يك سالهء خود بازگشتى و از آن هم ايثار كردى ، تا « 25 » بسى بودى كه پيش از گذشتن سال محتاج شدى ، اگر چيزى ديگر به وى نرسيدى . و نعلين خود بدوختى ، و جامه را پيوند زدى ، و خدمت اهل خود به نفس خود كردى ، و با امهات المؤمنين گوشت بريدى . و شرمروىتر از همهء مردمان بود ، چشم خود را در روى كسى ثابت نداشتى . و دعوت آزاد و بنده را اجابت فرمودى . و هديه قبول كردى ، اگر چه جرعه‌اى شير يا ران خرگوشى بودى ، و بر آن مكافات فرمودى . و از آن « 26 » تناول نمودى ، و از صدقه نخوردى . و از اجابت پرستار و مسكين ننگ نداشتى . و براى پروردگار خود در خشم شدى ، نه براى خود . و حق را به امضا رسانيدى ، اگر چه او را و ياران او را در آن رنج رسيدى . و بر وى عرضه داشتندى كه اگر طايفه‌اى را از مشركان با خود يار كردى مشركان ديگر را استيصال توانستى كرد ، و « 27 » اصحاب او در آن حال در غايت قلت بودند و محتاج بدان كه يك آدمى به جمعشان درافزايد ، با مسيس حاجت او آن معنى روا نداشت و گفت : ما از مشركان يارى نخواهيم . و چون يكى را ، از فضلاى اصحاب و گزيدگان ايشان در ميان جهودان ، كشته يافت « 28 » ، با ايشان تخويف و تهديد نفرمود و زيادت از سخن حق ، كه تلخ باشد ، در ميان نياورد ، و صد اشتر براى ديت او بداد ، و « 29 » ياران او به يك اشتر محتاج بودند براى قوت . و از گرسنگى سنگ بر شكم بستى . و گاهى از [ 365 ] آن چه حاضر بودى تناول كردى ، و آن چه بريافتى رد نكردى ، و از خوردنى حلال تورع ننمودى ، اگر خرما يافتى بى نان بخوردى ، و اگر بريان يافتى هم بخوردى ، و اگر نان گندم يا جو يافتى بخوردى ، و اگر حلوا يا انگبين يافتى تناول كردى ، و اگر شير بى نان يافتى بدان اكتفا نمودى ، و اگر خربزه يا رطب يافتى همچنين . و تكيه زده و بر خوان نخوردى . و دست بر كف پاى ماليدى « 30 » . از نان گندم سه روز متوالى سير
هامش
( 25 ) تا ، حتى . ( 26 ) از هديه . ( 27 ) در حالى كه . ( 28 ) هو عبد اللّه بن سهل الانصارى ( زبيدى ) . ( 29 ) در حالى كه . ( 30 ) در عربى : و كان منديله باطن قدميه . البته اين حديث درست نمىنمايد . زيرا ابن ماجه اصل حديث را به نقل از جابر بن سمره چنين روايت كرده است : كنا في زمن رسول اللّه ( ص ) قليلا ما نجده طعام ، فإذا وجدناه لم تكن لنا منديل الا اكفنا و سواعدنا ( زبيدى ، 7 - 101 ) . شاهد ديگر آن كه زير عنوان « طعام خوردن پيغامبر » كه چند صفحه پس از اين خواهد آمد ، چنين مىخوانيم : « و چون گوشت و نان بخوردى هر دو دست نيكو بشستى ، پس فضل آن آب را بر روى بماليدى . » بنا بر اين موجب اين خطا دو عامل مىتواند بوده باشد : يكى از حافظهء نقل كردن غزالى ، براى آن كه به هنگام تأليف احيا ، گمنام و خانه بدوش بوده و كتابخانه‌اى در اختيار نداشته ، دوم آن كه ممكن است بر اثر تصرفاتي باشد كه كاتبان فراوان اين كتاب پر خريدار در آن كرده‌اند .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 776 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى