تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
اطراف خود را بشويد و وضو سازد . و در انجيل صفت او همچنين است . و از خويهاى او اين بود كه هر كه را بديدى به سلام ابتدا نمودى . و هر كه براى حاجتى با وى بايستادى ، با او صبر كردى تا باز گردنده او بودى . و هيچ كس دست او نگرفتى كه نه آن را بگذاشتى تا آن گاه كه همان گيرنده بگذاشتى . و چون كسى را از ياران خود بديدى مصافحه آغاز كردى ، پس دست او بگرفتى و انگشتان خود را با انگشتان او به هم بياميختى ، پس قبضه را استوار كردى . و برنخاستى و ننشستى مگر به ذكر حق تعالى . و كسى بر او ننشستى در حالى كه در نماز بودى كه نه نماز را تخفيف كردى و روى به دو آوردى و گفتى : حاجتى هست ؟ و چون از حاجت او فارغ شدى به نماز مسارعت نمودى . و بيشتر نشستن او چنان بودى كه هر دو ساق بايستانيدى و هر دو دست بر آن نهادى مثل حبوة « 38 » . و جاى او از جاى اصحاب دانسته نشدى ، زيرا كه هر جايى كه رسيدى بنشستى . و هرگز ديده نشد كه ميان ياران پاى دراز كردى چنان كه بر كسى جاى تنگ شدى ، مگر آن كه جاى فراخ بودى . و اكثر آن چه بنشستى برابر قبله بودى . و كسى را كه بر وى درآمدى كرامت فرمودى ، تا بدان حد كه بسى بودى كه جامهء خود بگستردى براى آن كس كه با وى قرابتى و رضاعى « 39 » نداشتى و او را بر آن نشانيدى . و بالشى كه زير او بودى بر در آينده ايثار نمودى ، و اگر از قبول آن ابا نمودى ، سوگند دادى تا قبول بكند . و هيچ كس از وى استماع نخواست « 40 » كه نه خود را گرامىترين مردم دانست بر وى ، تا به حدى كه كل همنشينان خود را از روى خود نصيب دادى ، چنان كه شنيدن و گفتن و لطف مجلس او و روى آوردن او همهء همنشينان را بودى ، و مجلس او مع ذلك مجلس شرم و صبر و تواضع و امانت بود . و حق تعالى گفت :
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ
« 41 » ، اى ، به رحمت خداى بود كه تو براى ايشان نرم شدى ، و اگر درشتخوى و ستبر دل بودى هر آينه از گرد بر گرد تو بپراكندندى . و ياران را به كنيت خواندى براى اكرام و استمالت دلهاى ايشان . و كسى را كه كنيت نبودى كنيت معين فرمودى ، پس او را به كنيت خواندى براى اكرام . و زنانى را كه فرزند بودى به كنيت خواندى ، و كسى را كه فرزند نبودى براى او به ابتدا كنيتي وضع كردى . و كودكان را به
هامش
( 38 ) حبوة : جامه را در خود پيچيده و يا فوطه را بر پشت ساقها بسته نشستن . ( 39 ) رضاع ، شير نوشيدن كودك ، قرابت رضاعى ، قرابتى كه بر اثر همشيرى به وجود آيد . ( 40 ) در عربى : و ما استصفاه احد . . . يعنى كسى نخواست كه او را دوست خالص و برگزيده شمرد ، مگر . . . ( 41 ) آل عمران 3 - 159 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 779 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى