ترك فضول به دو تعليم كرد . خداى - عز و جل - ما را براى طاعت در كار او و اقتداى به دو توفيق دهاد . آمين يا رب العالمين .
بيان جملهاى ديگر از آداب و اخلاق او ( ص )
( 1 ) از آن چه أبو البختري روايت كرده است . گفتند كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - هيچ كس را از مؤمنان به دشنام ياد نكرد كه نه آن دشنام كفارت و رحمت او گردانيده شد . و هرگز زنى و خدمتكارى را نفرين نفرمود . و در حرب وى را گفتند : يا رسول اللّه ، اگر مشركان را لعنت فرمايى .
گفت : مرا براى رحمت فرستاده است نه براى لعنت . و چون از وى در خواستندى كه بر مسلمانى يا بر كافرى ، بعموم يا بخصوص ، دعاى بد گويد ، از آن عدول نمودى و دعاى نيك گفتى . و هرگز كسى را به دست خود زخم نزدى ، مگر زخمى كه در راه خداى تعالى بودى . و از بديى كه در حق او كردندى هرگز انتقام نكشيدى ، مگر آن كه حرمت الهى بودى . و هرگز ميان دو كار مخيّر نگشتى مگر آن كه آسانتر آن اختيار فرمودى ، و چون در آن كار گناه يا بريدن رحمى بودى ، پس او دورترين مردم بودى از آن . و هرگز كسى بر او نيامدى ، از آزاد يا بنده ، كه نه در حاجت او قيام نمودى .
انس گفت : به حق آن كه او را به حق بعث فرموده ، كه در چيزى كه كراهيت داشتى مرا هرگز نگفتى كه چرا كردى ، و كسى از اهل « 34 » او مرا ملامت نكردندى كه نه او گفتى كه بگذاريد ، كه آن به قدر و نوشتهء خدا بود . گفتند : هرگز جاى خفتن را عيب نكرد ، اگر فراشى براى وى بگستردندى بخفتى ، و اگر نگستردندى بر زمين تكيه زدى . و حق تعالى پيش از آن كه وى را بعث كند در سطر اول از تورات صفت فرمود و گفت : محمد پيغامبر خداى و بندهء مختار « 35 » من است ، در شب دنيا رحمت است ، او درشتخوى جفا كار و در بازارها فرياد كننده نيست ، و بدى را به بدى مكافات نكند ، و ليكن عفو فرمايد [ 366 ] و درگذارد ، مولد او به مكه است ، و هجرت او به طابه « 36 » ، و ملك او به شام « 37 » ، بر ميان خود إزار بندد ، او و جماعتى كه با او باشند رعايت قرآن و علم كنند ،
هامش
( 34 ) اهل ، زن ، فرزند .
( 35 ) مختار ، برگزيده .
( 36 ) طابه ، از نامهاى مدينهء منوره ( زبيدى ، 7 - 109 ) .
( 37 ) گويا اشاره است به وعدهء فتح شام كه هنگام حفر خندق برگرد مدينه پيامبر اكرم پس از برقى كه از ضربهء ايشان بر سنگ درخشيد به مسلمانان دادند .