تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 760

مساهمون:

ص٧٦٠
مسلمانان بى رضاى ايشان اقدام نمودى . آيا مؤلفهء قلوب و عاملان مالها كه در زمين خداى تعالىاند ، و غازيان راه خداى ، هيچ بدان راضى بودند ؟ يا حاملان قرآن و عالمان و يتيمان و بيوگان بدان راضى شدند ؟ يا هيچ خلقى از رعيت تو بدان رضا داد ؟ اى هارون ، تشمر نماى و خود را براى پرسيدن جوابى معد « 219 » كن ، و براى بلا بر - گستوانى « 220 » ساخته‌دار ، و بدان كه به زودى در حضرت حاكم عدل خواهى ايستاد . پس چه حسرتى بر نفس تو خواهد بود ، چون از حلاوت علم و زهد و لذت قرآن و مجالست بهينگان محروم گشتى ، و راضى شدى بدانچه ظالم باشى و مقتداى ظالمان شوى ! اى هارون ، بر تخت نشستى و جامهء نرم پوشيدى و بر درهاى خود پرده‌ها فرو هشتى و در حجاب ساختن به رب العالمين تشبه نمودى ، پس لشكر خود را پيش در و پردهء خود بنشاندى تا بر مردمان ظلم كنند و انصاف ندهند ، خود خمر خورند و خمر خواران را بزنند ، و زنا كنند و بر زانيان حد اقامت نمايند ، و دزدى كنند و دزدان را بكشند . چرا اين حكمها « 221 » بر تو و بر ايشان اقامه نشود پيش از آن كه بر مردمان حكم مىكنى ؟ اى هارون ، فردا تو را چگونه باشد چون منادى به فرمان خداى - عز و جل - فرياد برآرد كه احشُروا الّذين ظَلَموا و ازواجَهُم ، اى ، برانگيزيد ظالمان را و قرناى « 222 » ايشان را از ديوان ، كجااند ظالمان و ياران ظالمان ، پس تو را به حضرت خداى - عز و جل - برند و « 223 » هر دو دست تو با گردن در غل باشد ، و جز عدل و انصاف آن را گشاده نگرداند ، و ظالمان گرد تو در آمده باشند و تو امام و برندهء ايشان باشى سوى آتش . اى هارون ، چنانستى كه تو را مىبينم در تنگى خفه درمانده‌اى و نهايت كار رسيده « 224 » ، و تو نيكيهاى خود در ترازوى ديگرى مىبينى ، و بديهاى ديگرى در ترازو با بديهاى تو ضم گشته ، بلا بر بلا و تاريكى در تاريكى ، پس وصيت مرا ياد گير و پندى كه تو را دادم بپذير ، و بدان كه تو را نصيحت كردم و از نصيحت هيچ باقى نگذاشتم . پس اى هارون ، از خداى بترس در روز رستخيز ، و حق پيغامبر را رعايت كن در باب
هامش
( 219 ) معد ، آماده ، مهيا . ( 220 ) بر گستوان ، پوششى كه در جنگ مىپوشيده‌اند ، خفتان ، زره . ( 221 ) حكم ، حد . ( 222 ) قرنا ( ج قرين ) ، قرين ، همسر ، ديو كه هميشه با مردم باشد . ( 223 ) در حالى كه . ( 224 ) در شرح زبيدى : ( كأني بك يا هارون و قد أخذت بضيق الخناق و وردت المشاق ) اى المتاعب ( 7 - 84 ) .