تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
است ، تكفل كار ايشان است و قيام به مصالح ايشان ، و در نفس خود عبادت است . و اين نيز از فوايد است ، و ليكن جز دو كس را از آن منفعت نتواند بود : يكى آن كه مقصود او مجاهده و رياضت و تهذيب اخلاق باشد و ليكن در اول راه بود ، پس دور نباشد كه اين را طريق مجاهده گيرد و بدان رياضت پذيرد . و دوم آن كه از متعبدان باشد و در باطن سيرى و در دل به تفكر حركتى ندارد ، و كار او نباشد مگر عمل جوارح : به نماز يا حج يا عمره يا غير آن . پس عمل او براى اهل و فرزند ، بدانچه براى ايشان كسب كند و ايشان را بپرورد ، فاضل‌تر از عبادتهاى تن بود كه لازم او باشد و خيرى به غيرى نرسد . و امّا مردى نيكو خوى - امّا به اصل فطرت و امّا به مجاهدهء سابق - كه باطن او را سير باشد و دل او را در علوم مكاشفات به تفكّر حركتى ، نبايد كه براى آن غرض نكاح كند ، چه او را به رياضت حاجت نباشد . و علم فاضل‌تر از كسبى كه براى ايشان كند ، كه آن نيز عمل است و فايدهء آن عام است و همه خلق را شامل « 128 » ، و فايدهء كسب بر عيال مقصور « 129 » است . پس فايده‌هاى نكاح كه براى آن به فضيلت او حكم بتوان كرد اين است .

آفات نكاح

( 1 ) اما آفت‌هاى نكاح سه است :

آفت اول عجز از طلب حلال .

( 2 ) چه آن هر كس را ميسر نشود ، خاصه در اين روزگار با اضطراب معيشتها . پس نكاح سبب آن باشد كه در طلب حرام رود و ديگران را از آن [ حرام ] باز دادن توسّع نمايد « 130 » ، و هلاك او و اهل او در آن باشد ، و عزب از اين ايمن بود . و اما صاحب عيال ، در اكثر ، در كارهاى بد شروع نمايد و هواى عيال خود را متابعت كند و آخرت را به دنيا بفروشد . و در خبر است : انّ العبد ليوقف عند الميزان و له من الحسنات امثال الجبال فيسأل عن رعايت عياله و القيام بهنّ و عن ماله : من اين اكتسبه و فيما أنفقه حتّى يستغرق بتلك المطالبات كلّ اعماله و لا تبقى له حسنة ، فتنادي الملائكة هذا الّذي اكل عياله حسناته في الدّنيا و ارتهن اليوم بأعماله ، اى ، بنده در پيش ترازو ايستانيده شود و او را از نيكيها امثال كوه‌ها باشد ، پس ، از رعايت عيال و
هامش
( 128 ) و حال آن كه . ( 129 ) مقصور ، منحصر . ( 130 ) در شرح زبيدى : فيكون النكاح سببا للتوسّع في الطلب و الاطعام من الحرام ( 5 - 317 ) .