تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
كه او حلال براى خود و ديگرى طلبد . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - فرمود : ما أنفق الرّجل على اهله فهو صدقة و انّ الرّجل ليؤجر في رفع اللقمة إلى في امرأته ، اى ، آن چه مرد بر اهل خود نفقة كند صدقه است ، و به لقمه‌اى كه بردارد به دهان اهل خود رساند مزد يابد . و يكى از متعبدان عالمى را گفت كه حق تعالى مرا از هر علمى نصيبى داده است تا به حدى كه حج و غزو و غير آن را ياد كرد ، عالم گفت : عمل ابدال چرا نمىكنى ؟ گفت : آن كدام است ؟ فرمود كه كسبى حلال و نفقت كردن بر عيال . و ابن المبارك در غزو بود ، روزى ياران خود را گفت : هيچ كار مىدانيد فاضل‌تر از آن چه در آنيم ؟ گفتند : ما نمىدانيم . گفت : من مىدانم ، مردى متعفّف عيالدار كه شب بر خيزد و كودكان خود را خفته بيند و برهنه شده ، ايشان را به جامهء خود بپوشد ، عمل او فاضل‌تر از اين عمل باشد كه ما در آنيم . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من حسنت صلوته و كثر عياله و قلّ ماله و لم يغتب المسلمين ، كان معى في الجنّة كهاتين ، اى ، هر كه نماز او نيكو باشد و عيال او بسيار و مال او اندك و مسلمانان را غيبت نكند ، با من در بهشت چون اين دو انگشت باشد . و در حديثى ديگر است : انّ اللّه يحبّ الفقير المتعفّف ابا العيال ، اى ، حق تعالى درويش متعفّف معيل را دوست دارد . و در حديث است : إذا كثرت ذنوب العبد ابتلاه اللّه بهم ليكفّرها « 119 » ، اى ، چون گناهان بنده بسيار شود حق تعالى وى را بديشان ابتلا فرمايد تا آن را مكفّر « 120 » گرداند . و يكى از سلف گفت : بعضى از گناه آن است كه آن را جز انديشهء عيال مكفّر نگرداند . و از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - آمده است كه من الذّنوب ذنوب « 121 » لا يكفّرها الاّ الهمّ بطلب المعيشة ، اى ، از گناهان ، گناهانى است كه جز انديشهء طلب معيشت وى را مكفّر نكند . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : من كان له ثلاث بنات فأنفق عليهنّ و احسن إليهنّ حتّى يغنيهنّ اللّه عنه اوجب اللّه له الجنّة الاّ ان يعمل عملا لا يغفر له ، اى ، هر كه را سه دختر باشد و او بر ايشان نفقت كند و به جاى ايشان « 122 » نيكويى فرمايد تا آن گاه كه حق تعالى ايشان را از وى بى نياز گرداند ، خداى - عز و جل - وى را بهشت واجب گرداند ، مگر آن كه كارى ارتكاب نمايد كه آمرزيده نشود . و ابن عباس چون اين حديث روايت كردى ، گفتى كه به خداى كه اين از
هامش
( 119 ) در عربى : ابتلاه اللّه بهمّ العيال ليكفّرها عنه ، در شرح زبيدى : ابتلاه اللّه بالهمّ ليكفّرها ( 5 - 314 ) . ( 120 ) تكفير ، پاك كردن خداوند گناه كسى را ، پوشاندن گناه . ( 121 ) در نسخهء فيضيه : انّ من الذّنوب ذنوب ( صحيح آن : ذنوبا ) كه مربوط به روايت ديگرى است ( شرح زبيدى ، 5 - 315 ) . ( 122 ) به جاى ايشان ، در حق ايشان .