تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
گفت : پس من دست حسن بگرفتم و گفتم : اى أبو سعيد ، امير را به خشم آوردى و سينهء او پر كينه گردانيدى . حسن گفت : دور شو از من اى عامر ، مردمان گويند كه عامر شعبى عالم اهل كوفه است و تو بر ديوى از ديوان انس آمده‌اى و به هواى او سخن مىگويى و به رأى او نزديك مىشوى ، اى عامر ، چرا از خداى تعالى نترسيدى تا چون تو را پرسيد راست گفتى ، و الا خاموش بودى تا سلامت يا بى ؟ عامر گفت : اى أبو سعيد من آن كلمه بگفتم و من مىدانستم كه در آن چيست . حسن گفت : چون بر اين جمله بود حجت بزرگتر بر تو لازم باشد و تبعت آن بيشتر . و ابن عايشه گفت كه حجاج حسن را بخواند ، و چون بر وى در رفت ، گفت : تو در حق ما مىگويى كه « خداى - عز و جل - ايشان را هلاك گرداناد ، چه بندگان خداى را براى درم و دينار بكشند ؟ » گفت : آرى . گفت : تو را بر اين چه مىدارد ؟ گفت : آن چه خداى - عز و جل - بر عالميان پيمان بسته است كه حق را بيان كنند و آن را نپوشند . گفت : اى حسن ، زبان را نگاه دار ، و بپرهيز از آن كه از تو به من چيزى رسد كه آن را كراهيت دارم ، چه به سبب آن سر تو را از تن جدا كنم . و آمده است كه حطيط زيات را بر حجّاج آوردند . وى را گفت كه تو حطيطى ؟ گفت : آرى ، بپرس از آن چه تو را بايد ، كه من با حق تعالى عهد كرده‌ام ، نزديك مقام ، بر سه خصلت ، كه اگر پرسيده شوم راست گويم ، و اگر مبتلا گردم صبر كنم ، و اگر عافيت يابم شكر كنم . گفت : بر من چه مىگويى ؟ گفت : مىگويم كه تو از دشمنان خدايى در زمين ، حرمتها مىشكنى و مسلمانان را به گمان مىكشى . گفت : در امير المؤمنين عبد الملك مروان چه مىگويى ؟ گفت : مىگويم كه جرم او بزرگتر از جرم تو است ، و تو گناهى از گناهان اويى . گفت : ببريد او را عذاب كنيد . پس كار عذاب بدان حد انجاميد كه براى وى نيها بشكافتند ، پس بر گوشت وى نهادند و آن را به رشته‌ها ببستند ، پس قصبه « 190 » مىكشيدند تا گوشت وى بركندند ، و نشنيدند كه او سخنى مىگفت . پس حجاج را گفتند كه در آخرين رمق است . گفت : ببريد او را در بازار اندازيد . جعفر « 191 » گفت : من با يارى نزديك او رفتم و گفتم هيچ حاجتى هست ؟ گفت : شربتى آب . چون آب بياوردند بخورد ، پس وفات كرد . و او هژده ساله بود . و روايت كرده‌اند كه عمر بن هبيره فقهاى اهل بصره و اهل كوفه و اهل مدينه و اهل شام
هامش
( 190 ) قصبه ، نى . ( 191 ) راوى خبر .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 744 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى