تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
السّاعة عونا على تلك السّاعات ، اى ، بر عاقل واجب است كه وى را سه ساعت باشد : ساعتى كه با پروردگار راز گويد ، و ساعتى كه در آن حساب نفس خود كند ، و ساعتى كه در آن به طعام و شراب پردازد ، كه در اين ساعت معونتى است بر آن ساعتها . به لفظى ديگر آمده است كه لا يكون العاقل ظاعنا الاّ في ثلاث : تزوّد لمعاد او مرمّة المعاش او لذّة في غير محرّم ، اى ، عاقل حركت نكند مگر در سه چيز : توشه ساختن معاد را ، يا مرمت معاش ، يا لذتى در غير حرام . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - فرمود : لكلّ عامل شرّة و لكلّ شرّة فترة فمن كان فترته إلى سنّتى فقد اهتدى ، اى ، هر كار كنى را جدّى - و رنج كشيدنى به قوّت - است ، و هر جدّى را سستى و استراحتى است ، پس هر كه را استراحت او به سنت من باشد راه يافته بود . و أبو دردا گفت : انّى لاستجمّ نفسي بشيء من اللّهو لا تقوّى بذلك فيما بعد على الحقّ ، اى ، من نفس خود را به چيزى باطل آسايش مىدهم تا در آينده قوتى گيرم بر كار حق . و در بعضى اخبار از پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - آمده است كه گفت : شكوت إلى جبريل عليه السّلام ضعفى عن الوقاع فدلّنى على الهريسة ، اى ، بر جبرئيل - عليه السّلام - شكايت كردم از ضعف خود در مباشرت ، پس او مرا به هريسه راه نمود . و اين خبر اگر صحيح باشد جز استراحت وجهى ندارد ، و به دفع شهوت آن را تعليل نتوان كرد كه در آن انگيزش شهوت خواستن است . و هر كه را هواى شهوت نباشد ، از اين او را حظّ انس بيشتر نباشد . و پيغامبر - عليه السّلام - گفت : حبّب إلىّ من دنياكم ثلاث : الطّيب و النّساء و قرّة عينى في الصّلاة ، اى ، سه چيز از دنياى شما به نزديك من دوست گردانيده شده است : بوى خوش و زنان و روشنايى چشم من در نماز است . مترجم مىگويد كه در اين حديث دقيقه‌هاست : يكى آن كه نماز را به سبب آن كه حركتى بدنى است از دنيا شمرده است . دوم آن كه نماز را اگر چه از آن سه‌گانه گرفته است اما به لفظ « قرّة عينى » مخصوص كرده است تا اشعارى باشد بر آن كه آن مقصود اصلى مطلوب است ، و از اين دو ، يكى براى استراحت مىيابند « 107 » . سوم آن كه مطلوب بوى خوش و زنان اگر چه از كارهاى جسمانى است اما به روحانيات تعلق بيشتر دارد ، بدان سبب از ديگر جسمانيات ، چون خوردن و آشاميدن ، به محبت مخصوص است و اين نيز فايده است . هر كه رنجانيدن نفس خود را در فكر و
هامش
( 107 ) اشاره است به آيهء « ليسكن إليها » ( اعراف 7 - 189 ) ، يعنى زن را براى استراحت مىيابند .