تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
شراب خورد ، پس بر او حسبت نباشد ، مگر به وعظ ، و اگر عزم خوردن را انكار كند ، وعظ هم روا نباشد ، چه بدان بد گمانى است در حق مسلمان ، و باشد كه راست گفته بود ، و باشد كه به سبب مانعى بر آن اقدام ننمايد . و دقيقه‌اى را كه ياد كرده‌ايم بايد كه دريابد . و آن دقيقه آن است كه خلوت با زن بيگانه معصيت حالى است ، و همچنين است ايستادن بر در گرمابهء زنان و آن چه بدان ماند . شرط سوم آن كه منكر محتسب رابى تجسس و تفتيش ظاهر شود . چه هر كسى كه معصيت را در سراى خود پوشيده كند ، و در آن ببندد ، بر وى تجسس نبايد كرد . و حق تعالى از آن باز داشته است و قصهء حسبت عمر ، و عبد الرحمن عوف - رضى اللّه عنهما - در آن مشهور است ، و در « كتاب آداب صحبت » آن را ايراد كرده‌ايم . و براى آن آمده است كه عمر بر سراى مردى به ديوار بر شد و او را در حالى مكروه ديد ، و بر وى انكار كرد . او گفت : يا امير المؤمنين ، اگر من از يك وجه معصيت كردم ، تو از سه وجه معصيت كردى . عمر گفت : آن سه وجه چيست ؟ گفت : حق تعالى فرموده است
وَ لا تَجَسَّسُوا
« 91 » ، و تو تجسس كردى ، و فرموده است
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
« 92 » ، و تو از راه بأم آمدى ، و فرموده است
لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها
« 93 » . و تو در آمدى و سلام نگفتى . پس عمر وى را بگذاشت و شرط كرد كه از آن توبه كند . و همچنين عمر بر منبر با صحابه - رضى اللّه عنهم - مشاورت كرد و بپرسيد كه اگر امام به نفس خود منكرى بيند ، وى را رسد كه حد اقامت كند ؟ على - رضى اللّه عنه - گفت كه آن به دو عدل « 94 » منوط است ، يك عدل در آن بسنده نباشد . و اين اخبار در بيان حق مسلمان بر مسلمان در « كتاب آداب صحبت » بياورده‌ايم و ديگر باره ايراد نكنيم . سؤال حد ظاهر كردن و پوشيده داشتن چيست ؟ جواب هر كه در خانه ببندد و به « 95 » ديوارها خود را بپوشد ، در رفتن بر او بى دستورى او - براى معلوم كردن معصيت - روا نبود ، مگر در سرايى چنان ظاهر گردد « 96 » كه به بيرون سراى
هامش
( 91 ) حجرات 49 - 12 . ( 92 ) بقره 2 - 189 . ( 93 ) نور 24 - 27 . ( 94 ) عدل ، عادل . ( 95 ) به ، به وسيلهء . ( 96 ) معصيت .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 702 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى