نكوهيده باشد ياد كنيم . اما آداب وجد پنج است :
اول رعايت وقت و جاى و ياران . جنيد گفته است كه سماع به سه چيز محتاج است ، و الا نبايد شنيد : زمان و مكان و اخوان . و معنى اين سخن آن است كه در مشغول شدن بدان ، در وقت حضور طعامى يا قيام خصومتى « 202 » يا نمازى يا صارفى ديگر از صوارف « 203 » ، با اضطراب دل ، در آن فايدهاى نباشد . و معنى رعايت زمان اين است . پس حال فراغ رعايت بايد كرد .
اما مكان باشد كه شارع عام بود ، يا موضعى كه هيئت و صورت آن مكروه باشد ، يا در آن سببى باشد كه دل را مشغول گرداند ، پس از آن دور بايد بود .
اما برادران : سبب رعايت ايشان آن است كه اگر ناجنسى حاضر شود كه سماع را منكر بود و در ظاهر متزهد و از لطايف دلها مفلس ، در مجلس گران باشد و دل به دو مشغول گردد . و همچنين چون متكبرى از اهل دنيا - كه حاجت باشد به مراقبت و مراعات او - حاضر شود ، يا متكلفى از اهل تصوف كه در اظهار وجد و رقص و دريدن جامه مرايى باشد - و آن همه تشويشات است - پس چون اين شرطها مفقود باشد ، ترك سماع اولى . و مستمع را نظر در اين شرطهاست .
و السلام .
أدب دوم نظر حاضران . كه چون گرد بر گرد شيخ مريدانى باشند كه سماع ايشان را زيان دارد ، نبايد كه در حضور ايشان بشنود . و اگر بشنود بايد كه ايشان را به شغلى ديگر مشغول كند . و مريدانى كه ايشان را از سماع ضرر باشد سه قسماند .
اول كم درجهتر . آن كس است كه از اين راه جز عملهاى ظاهر نداند ، و او را ذوق سماع نباشد . پس مشغول شدن او به سماع مشغول شدنى باشد به ما لا يعنى . چه او از اهل لهو نيست تا به لهو مشغول شود ، و از اهل ذوق نيست تا به ذوق سماع راحت يابد . پس بايد كه به ذكر يا به خدمتى مشغول شود و الا او را تضييع روزگار بود .
دوم آن كه ذوق سماع دارد ، و ليكن هنوز در او حظوظ نفسى باشد ، و به شهوات و صفات بشريت
هامش
( 202 ) در شرح زبيدى : حطام ( 6 - 561 ) .
( 203 ) يعنى مانعى ديگر از موانع ( زبيدى ) .