تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
وجه اول آن كه همهء آيت‌هاى قرآن مناسب حال شنونده نباشد و شايستهء فهم او نبود . و حمل آن بر حالى كه ملابس آن است راست نيايد . چه هر كه بر او اندوهى يا شوقى يا پشيمانيى مستولى شود ، از كجا كه حال او مناسب قول حق تعالى باشد ؟ قوله تعالى :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
« 180 » ، و قوله :
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ
« 181 » ، و همچنين همهء آيت‌هايى كه در آن بيان احكام ميراث و طلاق و حدود و غير آن است . و محرك دلها نباشد مگر آن چه مناسب آن بود . اما بيتهايى كه شاعران نظم كرده‌اند تا حالهاى دلها را بيان كنند ، در فهم حال از آن به تكلفى حاجت نباشد . آرى هر كه را حالى غالب قاهر باشد كه غير خداى را در او جايى باقى نگذارد ، و با او بيداريى و ذكايى ثاقب باشد بدان معنيهايى كه افتد و از ألفاظ دور باشد ، هر چه شنود او را وجدى حاضر شود چنان كه در وقت شنيدن قول خداى - عز و جل :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ
، حالت مرگ ، كه به وصيت محتاج گرداند ، اندر خاطر او آيد ، و آن چه هيچ آفريده‌اى را چاره نيست از آن كه مال و فرزند را - كه هر دو محبوب است او را از دنيا - براى ديگرى بگذارد و از هر دو ببرد ، پس ترس و جزع بر وى غالب شود . يا ذكر اللّه شنود و مجرد اسم از ما قبل و ما بعد او را مدهوش گرداند . يا رحمت خداى بر بندگان و مهربانى او بر خاطرش آيد ، بدانچه ميراث ايشان به ذات مقدس خود قسمت فرمود تا نظر رحمت در حيات و ممات ايشان شامل باشد ، پس گويد كه چون بعد از وفات ما براى فرزندان ما نظر فرموده است ، بى شك براى ما نظر فرمايد ، و اين حال رجا انگيزد و استبشار و شادى بار آرد . و يا از قول او و للذّكر مثل حظّ الانثيين در خاطرش آيد كه مرد را بر زن ترجيح فرموده است ، و اينكه فضل در آخرت مردانى را خواهد بود كه بازرگانى و خريد و فروخت ايشان را از ذكر خداى تعالى مشغول نگرداند ، و كسى كه غير خداى او را از خداى مشغول گرداند ، او بتحقيق از جملهء مردان نباشد ، بل از زنان بود ، پس بترسد كه محجوب ماند ، يا از نعمت آخرت كم نصيب‌تر بود ، چنان كه در مالهاى دنيا زنان كم نصيب‌تر از مردانند . و امثال اين وجد را بجنباند ، و ليكن در كسى كه او را دو صفت باشد : يكى حالت غالب قاهر مستغرق . دوم دريافت بليغ و بيدارى كامل تا از كارهاى قريب بر معانى بعيد متنبه شود ، و آن عزيز « 182 » باشد . پس براى آن به سرودى پناهند كه آن را لفظها باشد مناسب احوال تا انگيزش آن به زودى باشد .
هامش
( 180 ) نساء 4 - 11 . ( 181 ) نور 24 - 4 . ( 182 ) عزيز ، نادر ، كمياب .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 645 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى