باشد . و دليل آن قول خداى تعالى است ، قوله تعالى :
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
« 154 » ، اى ، بدان كه به ذكر خداى تعالى دلها آرام گيرد . قوله تعالى :
مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
« 155 » ، اى ، خبرها و قصهها و ذكر ثواب و عقاب كه مكرر شده است ، از شنيدن آن پوستهاى كسانى كه از پروردگار بترسند برفراشيده شود « 156 » و دلها در حركت و اضطراب آيند ، پس آخر الامر اندامها و دلهاى ايشان به ذكر خداى نرم شود ، اى ، در اول صدمت اضطراب باشد و در آخر اشتياق پيدا آيد ، و آن هدايت خداى است - عز و جل . و هر چه پس از سماع به سبب سماع در نفس پيدا آيد وجد باشد ، و آرام و اضطراب و ترس و نرمى دل كه همه از وجد است . و حق تعالى گفته است ، قوله تعالى :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
« 157 » ، اى ، گرويدگان آن كساناند كه چون خداى تعالى را ياد كرده شود ، دلهاى ايشان بترسند . و گفت ، قوله تعالى :
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
« 158 » ، اى ، اگر اين قرآن را بر كوهى فرود فرستيم از عظمت آن هر آينه كوه را فروتن و شكافته بينى . و خشوع و جدى است از قسم احوال ، اگر چه از قسم مكاشفات نيست ، و ليكن سبب مكاشفات و تنبيهات شود . و براى آن پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : زيّنوا القرآن بأصواتكم ، اى ، خواندن قرآن را به آوازهاى خود بياراييد . و ابو موسى را گفت : لقد أوتي مزمارا من مزامير آل داود ، اى ، او را مزمارى از مزامير آل داود داده است ، و آن مثلى است از خوشى لحن و خوبى نغمه .
و اما حكايتهايى كه دليل است بر آن كه ارباب دل [ 300 ] را نزد شنيدن قرآن وجد ظاهر شده است بسيار است . چنان كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : شيّبتنى سورة هود ، اى ، سورهء هود مرا پير گردانيد . و پيرى از غم و ترس حاصل آيد ، و آن وجد باشد .
مترجم مىگويد كه اضافت « 159 » پير گردانيدن به سورهء هود دو معنى را محتمل است : يكى آن كه در اين سوره آمده است
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
« 160 » ، و استقامت آدمى و اعتدال او ميان اخلاق متقابل - چنان كه در وسط حقيقتى كه فضيلت محض آن است و به هيچ طرفى از دو طرف كه هر دو رذيلت است ، اندك و بسيار مايل نشود - در غايت تعذر است . و چون فرمان بدان وارد شده است ، بيم آن كه از اعتدال حقيقى عدول افتد ، وى را پير گردانيده است . و دوم آن كه در اين سوره
هامش
( 154 ) رعد 13 - 28 .
( 155 ) زمر 39 - 23 .
( 156 ) فراشيدن ، لرزيدن ، خود را به هم كشيدن در آغاز تب .
( 157 ) انفال 8 - 2 .
( 158 ) حشر 59 - 21 .
( 159 ) اضافت ، نسبت .
( 160 ) هود 11 - 112 .