تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
نتواند كرد ، پس به عادت طبع مىشود . و آن چه گفته‌اند العادة طبيعة خامسة « 152 » ، مراد از آن اين است . پس همچنين حالهاى شريف چون مفقود باشد نبايد كه از آن نوميدى بود ، بل بايد كه تكلف در اجتلاب « 153 » آن كرده شود به سماع و غير آن . و در عادات مشاهده افتاده است كسى كه آرزو برده است كه بر شخصى عاشق باشد و عاشق او نبوده است ، پس هميشه ذكر او را بر نفس خود باز مىگردانيد و نظر دايم به سوى او مىداشت و او صاف محبوبه و اخلاق محمودهء او را بر نفس مقرر مىكرد تا عاشق او شد ، و آن عشق در دل او راسخ گشت ، چنان كه از حد اختيار او بيرون آمدى و پس از آن آرزو بردى كه از آن خلاص يابد و نيافت . پس همچنين دوستى خداى تعالى و اشتياق لقاى او و ترس از سخط او و غير آن از حالهاى شريف چون آدمى را مفقود باشد ، بايد كه تكلف اجتلاب آن كند ، به مجالست كسانى كه بدان موصوف باشند ، و مشاهدهء احوال و تحسين صفات ايشان در نفس ، و در نشستن با ايشان در سماع ، و به دعا و تضرع ، تا حق تعالى آن حالت وى را روزى گرداند بدانچه اسباب آن وى را ميسر كند . و از اسباب آن سماع است ، و همنشينى با پارسايان و ترسكاران و مشتاقان و دوستداران . پس هر كه با شخصى همنشينى گزيند ، صفتهاى او به دو سرايت كند چنان كه او نداند . و دليل آن كه تحصيل دوستى و غير آن از حالها به اسباب ممكن است قول پيغامبر است - صلّى اللّه عليه و سلم - كه در دعا گفته است : اللهمّ ارزقني حبّك و حبّ من احبّك و حبّ ما يقرّبنى إلى حبّك . چه در طلب دوستى به دعا پناهيده است . و اين بيان آن است كه وجد قسمت پذيرد به مكاشفات و به احوال ، و بدانچه آن را بيان توان كرد و بدانچه نتوان كرد ، و بدانچه متكلف باشد و بدانچه مطبوع بود . سؤال چگونه است كه در حال خواندن قرآن - و آن كلام حق است - وجد ايشان ظاهر نمىشود ، و بر سرودى كه سخن شاعران است ظاهر مىشود ؟ و اگر آن حق بودى از لطف خداى تعالى و باطل نبودى از غرور شيطان ، قرآن بدان سزاوارتر از سرود بودى . جواب وجد حق آن است كه از فرط دوستى خداى - عز و جل - و صدق ارادت و اشتياق لقاى او خيزد . و آن را قرآن هم برانگيزد . و اما آن چه به قرآن انگيخته نشود دوستى خلق و عشق ايشان
هامش
( 152 ) زائدة على الطبائع الأربع ( زبيدى ، 6 - 548 ) . ( 153 ) اجتلاب ، جلب .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 639 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى