تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
رسيدند و بر ساحل عبّادان نزول كردند ، و من شبى طعام ساختم و ايشان را بخواندم ، چون حاضر شدند و طعام پيش ايشان آوردم از گوينده‌اى شنيدم كه به آواز بلند مىگفت ، شعر :
و تلهيك عن دار الخلود مطاعم * و لذّة نفس غبّها غير نافع
اى ، از سراى جاويد تو را مشغول مىكند خوردنيها و لذتهاى نفس كه عاقبت آن سودمند نيست . عتبة الغلام نعره‌اى بزد و بيهوش گشت ، و جماعتى بگريستند ، و ما طعام برداشتيم ، و به خداى كه آن گروه لقمه‌اى از آن تناول نكردند . و چنان كه در صفاى دل آواز هاتف شنيده شود ، به چشم صورت نيز خضر - عليه السّلام - ديده آيد . چه او نيز بر ارباب دل به صورتهاى مختلف متمثل شود . و در [ 297 ] مثل اين حال است كه فريشتگان براى پيغامبران - عليهم السّلام - متمثل شوند ، يا بر حقيقت صورت يا بر مثالى كه محاكى « 143 » آن صورت باشد ، به نوعى از محاكات . و پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلم - جبرئيل را دو بار بر صورت خود ديده است ، و از او اخبار فرموده كه افق را بگرفته بود ، و از حق تعالى ، قوله :
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى ، ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى ، وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى
« 144 » تا آخر آيت‌ها ، مراد آن است . و در مثل اين حالها از صفا بر ضماير دلها اطلاع افتد . و آن را تفرّس خوانند . و براى آن پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه ، اى ، بترسيد از فراست مؤمن كه او به نور حق تعالى مىبيند . و آمده است كه مغى بر گرد مسلمانان مىگشت و مىپرسيد كه معنى قول پيغامبر شما - صلّى اللّه عليه و سلم : اتّقوا فراسة المؤمن ، چه باشد ؟ وى را تفسير آن مىگفتند و او بدان اكتفا نمىنمود ، تا به يكى از مشايخ صوفيان برسيد ، او گفت : معنى آن است كه زنّارى كه زير جامه دارى بگسلى . او تصديق كرد و اسلام آورد ، و گفت : اكنون دانستم كه تو مؤمنى و ايمان تو حق است . و چنان كه إبراهيم خوّاص گفت كه در جامع بغداد بودم با جماعتى از درويشان ، جوانى نيكو روى خوش بوى پيش آمد . من اصحاب را گفتم كه مرا در خاطر مىآيد كه اين جوان جهود است . ايشان همه اين سخن را كراهيت داشتند ، و من از جامع بيرون رفتم و آن جوان هم بيرون
هامش
( 143 ) محاكى ، حكايت كننده ، باز نماينده ، نشان دهنده ، شبيه . ( 144 ) نجم 53 - 5 - 7 .