تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
و ديگر صفاى دل . و سماع مؤثر است در صفاى دل . و صفا سبب كشف است . و ديگر انگيختن نشاط دل است به قوّت سماع ، كه بدان قوّت گيرد بر مشاهدت آن چه از آن قاصر بوده است پيش از آن ، چنان كه اشتر به قوّت آن بر تواند داشت چيزى را كه پيش از آن نتوانستى . و كار دل استكشاف و ديدن اسرار ملكوت است ، چنان كه اشتر بار گران برداشته است . پس به واسطهء آن اسباب ، سبب كشف شود ، بل دل چون صفا پذيرد ، بسيار باشد كه حق در وى متمثل شود به صورتى كه آن را مشاهده كند ، يا به لفظى منظوم كه به گوش او رسد كه آن را آواز هاتف خوانند ، چون در بيدارى باشد ، و رؤيا گويند چون در خواب بود . و آن جز وى است از چهل و شش جز و نبوت . و علم تحقيق آن بيرون است از علم معاملت . و آن چنان باشد كه محمد مسروق بغدادى گفت كه من در ايام جاهليت خود شبى مست بيرون آمدم و اين بيت را به لحن مىخواندم ، شعر :
بطيزناباذ كرم ما مررت به * الاّ تعجّبت ممّن يشرب الماء « 142 »
[ در « طيزناباد » تاكى است كه من از كنارش نگذشتم مگر آن كه از نوشندگان آب در شگفت شدم . ] و از گوينده‌اى شنيدم كه مىگفت ، شعر :
و في الجحيم حميم ما تجرّعه * حلق ، فأبقى له في الجوف أمعاء
[ در دوزخ آب گرمى است كه چون از گلو فرو رود روده‌ها را در جوف نابود كند . ] و بدين سبب توبه كردم و به علم و عبادت مشغول گشتم . پس بنگر كه سماع در تصفيت دل او چگونه تأثير كرد تا حقيقت حق در صفت دوزخ وى را در لفظى موزون منظوم متمثل شد و به سمع ظاهر او رسيد . و مسلم عبّادانى گفت كه صالح مرى و عتبة الغلام و عبد الواحد زيد و مسلم اسوارى بر ما
هامش
( 142 ) در شرح زبيدى : ( بطرزنا ماء . . . ) كذا في النسخ ، و كأنه اسم بقعة ، و في بعض النسخ « بطور سيناء » بدله ( 6 - 543 ) . اصل اين بيت از أبو نواس است . ضبط نسخهء خطى فيضيه كه در اين چاپ اساس كار ما بوده از همهء چاپهاى متن عربى و شرح مرتضى زبيدى بر احياء صحيح‌تر است . در معجم البلدان ذيل كلمهء « طيزناباذ » چنين آمده : قال على بن يحيى ، حدثني محمد بن عبيد اللّه الكاتب ، قال : قدمت من مكة ، فلما صرت إلى « طيزناباذ » موضع بين الكوفة و القادسية ، ذكرت قول ابى نواس حيث قال :بطيزناباذ كرم ما مررت به * إلا تعجبت ممن يشرب الماء ان الشراب إذا ما كان من عنب * داء ، و اى لبيب يشرب الداء فهتف بى هاتف * اسمع صوته و لا اراه- فقال : و في الجحيم . . .