تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
معنى سوم آن كه در مبادى احوال خود نگرد و آن را بپسندد . پس در عواقب آن بيند و آن را حقير دارد ، براى آن كه بر غرورهاى پوشيده‌اى كه در آن است مطلع شود ، و آن را از خداى تعالى بيند . پس اين بيت را در حق خداى تعالى استماع كند بر طريق شكايت از قضا و قدر . و اين كفر است ، چنان كه بيان آن سابق شده است . و هيچ بيتى نيست كه نه آن را بر معنيها حمل توان كرد ، و آن بر اندازهء غزارت علم مستمع باشد و به قدر صفاى دل او .

حالت چهارم سماع كسى است كه از احوال و مقدمات « 127 » گذشته باشد ،

( 1 ) و آن چه جز خداى است از فهم او دور باشد ، تا به حدى كه نفس او و حالها و معاملتهاى آن از نفس او دور بود . و چون مدهوشى باشد در عين شهود غوطه خورده ، كه حال او حال آن زنان را ماند كه در مشاهدهء جمال يوسف - عليه السلام - دستهاى خود مىبريدند و آن را احساس نمىكردند . و از مثل آن حالت ، صوفيان عبارت كنند « 128 » كه از نفس خود فانى شده ، و چون از نفس خود فانى باشد از غير خود فانىتر بود . پس چنانستى كه از همه فانى شده است ، مگر از يكى كه مشهود وى است . و از شهود هم فانى است ، چه اگر دل به شهود و به نفس خود كه مشاهد است التفات كند ، از مشهود غافل شده باشد . چه مولع آن كه وى را مىبيند ، در حالت آن كه بر او مستغرق باشد ، به ديدن خود و به چشمى كه بدان مىبيند ، و به دلى كه بدان لذت مىيابد بى التفات باشد . چه مست را از مستى ، و لذت يابنده را از لذت يافتن خبر نباشد ، و خبر او از دانستن آن چيز باشد كه به دو لذت مىيابد و بس . و مثال آن دانستن چيزى است كه آن مغاير علم به دانستن آن چيز است . و دانندهء چيزى ، هر گاه كه دانستن دانستن آن چيز بر وى وارد شود ، از آن چيز اعراض نموده باشد . و مثل اين حالت در حق مخلوقان متجدد مىشود ، پس در حق ذو الجلال نيز متجدد شود ، و ليكن در غالب چون برق خاطف « 129 » باشد كه دير نماند و نپايد ، و اگر بماند قوّت بشرى طاقت آن ندارد . و بسيار باشد كه شخص زير أعباء آن چنان اضطراب كند كه نفس او در آن هلاك شود . چنان كه آمده است كه أبو الحسين نورى در مجلسى حاضر شد و اين بيت بشنيد ، شعر :
هامش
( 127 ) در عربى : احوال و مقامات ، در كيمياى سعادت ( ج 1 - 490 ) نيز « احوال و مقدمات » آمده است . ( 128 ) عبارت كردن ، تعبير كردن . ( 129 ) خاطف ، رباينده ، زود گذر .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 627 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى