تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
از پريان و آدميان . و گفت ، قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ
« 119 » ، اى ، كسانى را كه براى ايشان از ما حكم سعادت سابق شده است از آتش دور باشند . پس اگر در دلت گردد كه ايشان با ما در ربقهء عبوديت مشتركند ، پس چرا سابقه مختلف شده است ؟ از سرادقات « 120 » جلال ندا آيد كه از حد ادب در مگذار « 121 » ، فانّه لا يسأل عمّا يفعل و هم يسألون ، چه ، او از آن چه كند پرسيده نشود ، بدانچه در او چون و چرايى نگنجد و لميّت « 122 » محال باشد ، و بندگان پرسيده شوند ، بدانچه در ممكنات چرايى لازم باشد و لميّت را مجال باشد . و لعمرى ، در زبان و ظاهر بيشتر بندگان توانند كه أدب نگاه دارند . و اما أدب سر نگاه داشتن ، به ترك استبعاد اين اختلاف ظاهر را كه در تقريب و ابعاد و اشقاء « 123 » و إسعاد « 124 » است ، با آن چه بقاى سعادت و شقاوت ابد الآباد است ، نتوانند مگر علماى راسخين . و براى آن خضر را - عليه السّلام - در خواب از سماع پرسيدند ، گفت [ 294 ] : انّه الصّفاء الزّلال الّذي لا يثبت عليه الاّ اقدام العلماء ، اى ، سماع صفاى زلالى است كه جز قدمهاى علما بر آن ثابت نباشد . زيرا كه جنبانندهء اسرار و مكامن « 125 » دلهاست ، و مشوّش گردانندهء آن چون مستيى مدهش است كه نزديك باشد كه عقدهء أدب را از باطن منحل گرداند ، مگر آن كسى كه حق تعالى وى را به نور هدايت و لطف عصمت خود نگاه دارد . و براى آن يكى از ايشان گفت : كاشكى ما از اين سماع سر بسر برهيم . و خطر اين فن زيادت از آن است كه خطر سماع بر مخلوقى به تحريك شهوت ، چه غايت آن معصيت باشد ، و غايت خطا اينجا كفر بود . و بدان كه فهم به احوال مستمع مختلف شود . و به يك نيت بر دو مستمع وجد غالب گردد ، و يكى از ايشان در فهم مصيب باشد و ديگرى مخطى ، يا هر دو مصيب باشند و مفهوم ايشان در معنى متضاد بود ، و ليكن چون به اختلاف احوال ايشان اضافت كنى متناقض نباشد . چنان كه از عتبة الغلام آمده است كه مردى مىگفت :
سبحان جبّار السّماء * انّ المحبّ لفي عناء
هامش
( 119 ) انبياء 21 - 10 . ( 120 ) سرادق ، سراپرده ، پيشگاه . ( 121 ) در گذاشتن ، تجاوز كردن . ( 122 ) لميّت ، چرايى . ( 123 ) اشقاء ، بدبخت كردن . ( 124 ) إسعاد ، نيكبخت كردن . ( 125 ) مكامن ، نهانگاهها .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 624 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى