مخصوص است به اشعار ايشان ، و سرود ايشان در معرض استهزاى بر مسلمانان ، چنان كه خداى - عز و جل - گفت ، قوله تعالى :
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
« 86 » . و بدين شاعران كافران را خواسته است ، و اين دلالت نكردى بدانچه هنر نظم شعر در نفس خود حرام است .
حجت ديگر آن كه جابر روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : كان ابليس اوّل من ناح و اوّل من تغنّى ، اى ، ابليس اول كسى بود كه نوحه كرد و سرود گفت . پس ميان نوحه و سرود جمع فرمود .
جواب لا جرم چنانچه نوحهء داود - عليه السّلام - و نوحهء گناهكاران بر گناه خود از آن مستثنى است ، همچنان سرودى كه براى تحريك شادى و غم اشتياق باشد ، جايى كه تحريك آن روا است ، از آن مستثنى است . بل همچنان كه [ 290 ] سرود دو كنيزك روز عيد در خانهء پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - و سرود ايشان در وقت قدوم پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از سفر و قول ايشان : طلع البدر علينا من ثنيّات الوداع « 87 » از آن مستثنى است .
حجت ديگر أبو امامه از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - روايت كرد كه گفت ( ص ) : ما رفع احد صوته بغناء الاّ بعث اللّه تعالى له شيطانين على منكبيه يضربان بأعقابهما على صدره حتّى يمسك ، اى ، هيچ احدى صداى خود را به سرود بلند نكند مگر آن كه خداى تعالى دو شيطان انگيزد كه بر دوشهاى او نشينند و با پاشنههاى خود بر سينهء او زنند تا آن گاه كه باز ايستد .
جواب آن بر انواع سرود حرام كه پيش از اين گفتيم محمول است . و او آن است كه از دل آن چه مراد شيطان است از شهوت و عشق مخلوق بجنباند . و اما آن چه شوق به خداى تعالى را بجنباند ، يا شادى را به عيد يا زادن فرزند يا باز آمدن غايب باعث شود ، همهء اينها ضد مراد شيطان است ، به دليل قصهء آن دو كنيزك و بازى مردم حبشه و اخبارى كه از صحاح نقل كرديم .
پس تجويز در يك موضع نقص است در اباحت ، و منع در هزار موضع محتمل تأويل است و محتمل تنزيه . اما فعل را تأويلى نيست . چه آن چه فعلش حرام شود ، آن به عارض اكراه حلال خواهد شد بس ، و آن چه فعلش حلال بود ، به عارضهاى بسيار حرام شود ، حتى نيتها و قصدها .
هامش
( 86 ) شعراء 26 - 224 .
( 87 ) ماه تمام ( پيغامبر ) از گردنهء « وداع » بر ما آشكار شد - تا خداگويى باشد سپاس اين بر ما واجب آمد - اى آن كه در ميان ما مبعوث شدى ، دستورى آوردى كه پذيرفتنى است .