تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
لا اسمع اللّه لكم ، اى ، مشنواناد خداى شما را . و براى تأكيد اين جمله را دو بار بگفت . و نافع گفت : در خدمت ابن عمر به راهى مىرفتم ، پس وى آواز نى شبانى شنيد ، دو انگشت خود در دو گوش نهاد و از راه بگذشت ، و دايم مرا مىگفت مىشنوى ، تا آن گاه كه بگفتم كه نمىشنوم ، پس انگشتان خود بيرون آورد و گفت كه پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلم - ديدم كه همچنين كرد . و فضيل عياض - رحمة اللّه عليه - گفت : الغناء رقية الزّنا ، اى ، سرود افسون زناست . و يكى از ايشان گفت كه سرود جوينده‌اى است از جويندگان فجور . و يزيد وليد گفت : بپرهيزيد از سرود ، كه او شهوت را زيادت كند و مروت بيران « 93 » كند و به جاى خمر بايستد و كار مستى بكند ، و اگر لا محاله بخواهيد كردن ، زنان را از آن دور داريد ، كه سرود باعث زناست . جواب آن چه ابن مسعود گفت كه « غناء نفاق روياند » در حق مغنّى خواسته است كه آن در حق او نفاق روياند ، چه همهء غرض او آن باشد كه خود را بر مردمان عرضه دارد و آواز خود را رواجى دهد ، و هميشه نفاق مىكند و بر مردمان مىرود تا مردمان در سرود او رغبت نمايند . و آن نيز موجب تحريم نيست ، چه پوشيدن جامه‌هاى فاخر و بر نشستن بر اسبان راهوار و ديگر انواع آرايش و مفاخرت به كشت و زرع و ستوران در دل نفاق و ريا روياند ، و آن همه را حرام نگويند . و سبب پيدا آمدن نفاق در دل تنها معصيت نيست ، بل تأثير مباحات كه مواقع نظر خلق است در آن بيشتر است . و براى آن عمر - رضى اللّه عنه - از اسبى كه زير ركاب او راهوار رفت فرود آمد و دمش ببريد ، چه در نفس خود خرامشى و كبرى ديد براى خوبى رفتار او . و مبدأ نفاق از مباحات است . و آن چه ابن عمر گفت كه « خداى تعالى مشنواناد » ، آن دليل تحريم از آن روى كه سرود است نيست ، بل ايشان محرم بودند و فحش لايق ايشان نبود . و از مخايل ايشان ظاهر شده بود كه سماع ايشان براى وجد و اشتياق زيارت خانهء خداى تعالى نيست ، بل براى مجرد لهو است . پس آن را بر ايشان انكار كرد ، چه به نسبت حال ايشان و حال إحرام منكر بود . و در حكايت احوال ، وجوه احتمال بسيار باشد . و اما نهادن انگشت در گوش معارض است بدان كه [ 291 ] نافع را نفرمود كه انگشت را در
هامش
( 93 ) بيران ، ويران .