بيان حجت كسانى كه سماع را حرام مىدارند و جواب آن
( 1 ) حجت آوردند قول خداى - عز و جل - را :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ
« 84 » . ابن مسعود و حسن بصرى و نخعى گفتند كه « لهو الحديث » سرود است . و عايشه - رضى اللّه عنها - از پيغامبر ( ص ) روايت كرد : انّ اللّه حرّم القينة و بيعها و ثمنها و تعليمها ، اى ، خداى تعالى كنيزك مطربه را و فروختن وى را و بهاى آن و تعليم آن حرام كرده است .
جواب اما جارية . مراد از اين آن كنيزك است كه براى مردمان در مجلس شراب سرود گويد ، كه سرود زن بيگانه براى فاسقان و كسى كه او را بيم فتنه بود حرام است . و مقصود ايشان از « مطربه » جز آن چه حرام است نبود .
و اما سماع كنيزك براى مالك خود ، تحريم آن از اين حديث مفهوم نيست ، بل براى غير مالك نيز اگر بيم فتنه نباشد هم . به دليل آن چه در صحيحين آمده است از سماع دو كنيزك در خانهء عايشه - رضى اللّه عنها .
و اما خريدن « لهو الحديث » و دين را بدان بدل كردن ، تا بدان گمراه گرداند از راه حق - سبحانه و تعالى - حرام و نكوهيده است ، و در آن منازعت نيست . و هر سماع بدل از دين و خريده شده بدان و گمراه كننده از راه خداى تعالى نيست . و مراد از آيت آن است ، چه اگر قرآن براى اضلال خوانده شود حرام باشد . آمده است كه يكى از منافقان مردمان را امامت كردى و نخواندى مگر سورهء عبس و تولى را براى آن چه در آن عتاب با پيغامبر است - صلّى اللّه عليه و سلم - و عمر - رضى اللّه عنه - مىخواست كه وى را بكشد ، چون فعل او را به سبب گمراهيى كه در آن بود حرام ديد . پس اضلال شعر و سرود به تحريم اولى باشد .
حجت ديگر قول خداى است - عز و جل :
أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ، وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ ، وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ
« 85 » . ابن عباس گفت كه « سمود » به لغت حميرى سرود را گويند .
جواب پس بايد كه خنده و عدم گريه نيز حرام باشد . زيرا كه آيت بر آن مشتمل است . و اگر گويى كه آن مخصوص است به خنديدن بر مسلمانان براى اسلام ايشان ، گوييم كه شعر نيز
هامش
( 84 ) لقمان 31 - 6 .
( 85 ) نجم 53 - 59 - 61 .