گوش نهد ، و شنيدن آن بر او انكار نكرد . و در گوش خود بدان انگشت نهاد كه خواست كه گوش و دل خود را در حال منزه دارد از آوازى كه روا باشد كه لهو را بجنباند ، و از فكرتى كه در آن بوده است ، يا ذكرى كه او بدان سزاوارتر بوده ، مانع شود .
و همچنين فعل پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - با آن چه ابن عمر را منع نكردى ، بر تحريم دلالت نكند ، بل دلالت كند كه آن ترك اولى است . و ما مىدانيم كه در اكثر احوال اولى ترك آن است . بل ترك بيشتر مباحات دنيا اولى است چون دانسته شود كه در دل مؤثر است ، چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - پس از آن چه از نماز فارغ شد ، جامهء أبو جهم را بكشيد ، چه بر او علمها بود كه دل او را مشغول كرد ، و آن دليل تحريم نيست . پس شايد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در حالتى بود كه آواز شپيل « 94 » او را از آن حالت مشغول مىكرد ، چنان كه علم در نماز وى را مشغول مىكرد . بل حاجت به انگيختن حالهاى شريف از دلها به حيلهء سماع قصور است به اضافت « 95 » كسى كه پيوسته در مشاهدهء حق تعالى است . و براى آن على حصرى گفت كه چه كنم از سماعى كه چون گويندهء آن بميرد انقطاع پذيرد . و اين اشارتى است به آن كه سماعى كه از حق تعالى است دايم باشد . پس پيغامبران دايم در لذت شنيدن و ديدن باشند ، پس محتاج نشوند به حيلت تحريك كنندهاى .
و اما قول فضيل و قولهاى ديگران كه بدان نزديك است بر عاشقان و جوانان پر شهوت محمول است . و اگر آن عام بودى از دو كنيزك در خانهء پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - شنيده نشدى .
و اما قياس
( 1 ) غايت آن چه در آن ياد كنند آن باشد كه بر رودها قياس كرده شود ، و فرق آن سابق شده است . يا گفته آيد كه آن لهو و لعب است . و اين سخن درست است ، و ليكن همهء دنيا لهو و لعب است . و عمر - رضى اللّه عنه - زوجهء خود را گفت : انّما أنت لعبة في زاوية البيت ، اى ، تو جز لعبتى نه اى در زاويه و گوشهء خانه . و همهء ملاعبت با زنان لهو است ، مگر حراثتى كه سبب وجود فرزند است .
و همچنين مزاحى كه در او فحش نيست حلال است ، و آن نقل شده است از
هامش
( 94 ) شپيل ، آوازى كه كبوتر بازان بر آورند ، سوت ، صفير .
( 95 ) اضافت ، نسبت .