تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
سؤال آيا در همه حالها حرام باشد تا در آن مطلقا بسته شود ، يا حرام نباشد مگر آن جا كه بيم فتنه بود ، و در حق كسى كه در معرض فتنه باشد ؟ جواب از روى فقه اين مسئله محتمل است و تعلق به دو اصل دارد : يكى آن كه خلوت با اجنبيه و ديدن روى او حرام است ، اگر چه بيم فتنه باشد يا نباشد ، زيرا كه مظنهء فتنه است به اجمال . پس شرع به بستن آن در مطلقا حكم فرموده است ، بى آن كه به صورتها التفات كند . دوم آن كه نگريستن در كودكان مباح است ، مگر جايى كه بيم فتنه بود . و كودكان به زنان لاحق نه‌اند در عموم منع ، بل حال را در آن متابعت بايد كرد . و آواز « 72 » زن ميان اين دو اصل داير است . اگر بر نگريستن در زنان قياس كنيم مطلقا منع بايد كرد . و اين قياسى نزديك است . و ليكن ميان اين دو صورت فرق است . چه شهوت در اول هيجان داعى نگريستن است و داعى شنيدن آواز « 73 » نيست . و تحريك نظر شهوت مماست « 74 » را چون تحريك سماع نيست ، بل آن سخت‌تر است . و آواز « 75 » زن در غير سرود عورت نيست ، چه زنان هميشه در زمان صحابه - رضى اللّه عنهم - با مردان حديث « 76 » مىگفتند در سلام و فتوا پرسيدن و مشاورت و غير آن . و ليكن سرود را اثرى زايد است در تحريك شهوت . پس قياس آن بر نگريستن با كودكان اولىتر ، چه آنان را حجاب صورت نفرموده‌اند ، چنان كه زنان را پوشيده داشتن آواز « 77 » نفرموده بودند . پس بايد كه سبب بر انگيختن فتنه پيروى شود و تحريم بر آن مقصور كرده آيد . و اين در نظر من به قياس نزديك‌تر است ، و به حديث دو كنيزك كه در خانهء عايشه - رضى اللّه عنها - سرود مىگفتند مؤكد مىشود . چه معلوم است كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - آواز ايشان مىشنيد و از آن احتراز نفرمود ، و ليكن چون او را بيم فتنه نبود ، پس احتراز نكرد . پس اين به حالهاى زن و مرد ، از جوانى و پيرى ، مختلف مىشود . و دور نباشد كه در مثل اين معنى كار به حالهاى زن و مرد اختلاف پذيرد ، چه ما مىگوييم كه پير را در حال روزه قبله روا باشد و جوان را نه . و قبله داعى مباشرت است و آن در روز محظور است . و سماع داعى نگريستن و مقاربت است و آن حرام است . پس آن نيز به شخصها مختلف شود . عارض دوم در آلت سماع . بدانچه از شعار شرابخواران يا مخنثان است ، چون نايها و
هامش
( 72 ) آواز ، صدا ، صوت . ( 73 ) آواز ، صدا ، صوت . ( 74 ) مماست ، هماغوشى ، مجامعت . ( 75 ) آواز ، صدا ، صوت . ( 76 ) حديث - سخن . ( 77 ) آواز ، صدا ، صوت .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 608 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى