تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
سبب آن رگ دل شكافته شود . و بو هريره - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت كه در بنى اسرائيل كودكى بود بر فراز كوهى ، از مادر خود پرسيد كه آسمان را كه آفريد ؟ گفت : خداى تعالى . گفت : زمين را كه آفريد ؟ گفت : خداى تعالى . گفت : كوه‌ها را كه آفريد ؟ گفت : خداى - عز و جل . گفت ابرها را كه آفريد ؟ گفت : خداى - عز و جل . گفت : من خداى را كارى عظيم مىشنوم ، پس نفس خود را از كوه در انداخت و پاره پاره شد . و چنانستى كه چيزى كه بر جلال حق تعالى و بر كمال قدرت او دليل مىكرد بشنيد و در طرب آمد ، و او را وجدى حاصل شد و از وجد خود را بينداخت . و كتابهاى آسمانى فرستاده نشده است ، مگر براى آن كه مردم بر ذكر خداى در طرب آيند . يكى از ايشان گفت : در انجيل نبشته ديدم : براى شما سماع فرموديم در طرب نيامديد ، و مزامير در كار آورديم رقص نكرديم . اى ، شما را به ذكر خداى تعالى تشويق كرديم مشتاق نشديد . و اين است اقسام سماع و بواعث و مقتضيات آن كه خواستيم ياد كنيم . و بقطع ظاهر شد كه سماع در بعضى مواضع مباح است ، و در بعضى مندوب . سؤال هيچ جايى هست كه در آن حرام است ؟ جواب پنج عارض است كه سماع بدان حرام شود : عارضى در شنواننده ، و عارضى در آلت استماع ، و عارضى در نظم صوت ، و عارضى در نفس شنونده يا در مواظبت بر آن ، و عارضى در آن كه شخص از عوام خلق باشد . چه اركان سماع : شنواننده است ، و نفس شنونده ، و آلت استماع . عارض اول آن كه سماع كننده زنى باشد كه ديدن او روا نباشد ، و از سماع او بيم فتنه باشد ، و كودكى كه از او بيم فتنه بود همين حكم دارد . و اين حرام است ، براى آن كه در او بيم فتنه است . و آن براى سرود نيست . بل اگر زنى چنان باشد كه آواز « 75 » او در سخن گفتن بى لحن در فتنه اندازد ، شنيدن سخن او روا نباشد ، و شنيدن آواز « 76 » او در سخن گفتن و در قرآن خواندن نيز ، و همچنين كودكى كه از او بيم فتنه باشد .
هامش
( 75 ) آواز ، صدا ، صوت . ( 76 ) آواز ، صدا ، صوت .