محمول است بر آن چه معتاد كودكان است در ساختن صورت از خرقهها ، بى آن كه صورت وى را تمام كنند ، به دليل آن كه در بعضى روايتها آمده است كه آن اسب را دو بال بود از رقعهها .
و عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بر من در آمد ، و به نزديك من دو كنيزك بودند كه سرود بعاث مىگفتند .
مترجم مىگويد كه بعاث موضعى است در مدينه كه اوس و خزرج آن جا جنگ كرده بودند « 65 » و در آن شعرها گفتهاند . و با غين معجم [ بغاث ] تصحيف اين است .
پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - بر فراش باز غلتيد و روى به جانبي ديگر كرد . و بو بكر - رضى اللّه عنه - در آمد و مرا بانگ بر زد و گفت : مزمار شيطان نزديك پيغامبر چه كار ! پيغامبر - عليه السّلام - روى سوى او كرد و گفت : دعهما ، اى ، بگذار ايشان را . و چون پدرم غافل شد ، من ايشان را به چشم اشارت كردم ، و ايشان رفتند .
و روز عيد بود كه سياهان به حربهها و سپرها بازى مىكردند ، من از پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - التماس ننمودم ، و او به ابتدا مرا گفت كه خواهى كه نظاره كنى ؟ گفتم : آرى . گفت :
بيا . و مرا بر پس خود بايستانيد ، و رخسار من بر رخسار او بود ، و گفت : دونكم يا بنى ارفدة ، اى ، به بازى مشغول شويد اى بنى أرفده . تا چون من ملول شدم ، گفت : بس كردى ؟ گفتم : آرى . گفت :
اكنون برو . و در صحيح مسلم بر اين جمله آمده است كه سر بر كتف او نهادم و بازى ايشان مىديدم ، تا آن گاه كه به طبع خود باز گشتم .
و اين همه حديثان در صحيحين است . و نص صريح است در آن چه سرود و بازى حرام نيست . و در آن دلالتى است بر انواع رخصتها :
اول بازى ، و عادت حبشيان در رقص و بازى پوشيده نماند .
دوم كردن بازى در مسجد .
و سوم قول پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم : دونكم يا بنى ارفدة . و اين فرمودن بازى و در خواستن آن است ، پس چگونه حرام توان گفت :
و چهارم باز داشتن أبو بكر و عمر - رضى اللّه عنهما - از انكار و تغيير آن و علت گفتن كه اين روز عيد است ، اى ، عيد وقت شادى باشد ، و اين اسباب شادى است .
هامش
( 65 ) بين بعثت و هجرت ( زبيدى ، 6 - 493 ) .