خود بود و ياران [ 283 ] و تحريك نشاط براى جنگ . و در آن تمدح است به شجاعت و دليرى .
و چون آن به لفظى خوب و صوتى خوش باشد ، وقع آن در نفس بيشتر بود . و آن مباح است در هر جنگى كه مباح باشد ، و مستحب است در هر جنگى كه مستحب بود . اما در جنگ با مسلمانان و اهل ذمّت و هر جنگى كه محظور باشد ، محظور بود . زيرا كه تحريك داعيهها به سوى محظور محظور باشد . و آن منقول است از دليران صحابه ، چون على و خالد و غير ايشان .
و براى آن مىگوييم كه در لشكرگاه غازيان از زدن شاهين منع بايد كرد ، زيرا كه آواز آن تنگدلى و اندوه آرد ، و عقدهء شجاعت را بگشايد ، و صرامت « 56 » نفس را ضعيف گرداند ، و به اهل و وطن آرزومند كند ، و در جنگ سستى آرد . و همچنين ديگر صوتها و لحنها كه رقت آرد ، چه لحنهايى كه موجب رقت و اندوه باشد مخالف لحنهايى است كه مقتضى حركت و دليرى بود .
پس هر كه آن بكند بر قصد آن كه دلها را متغير گرداند و در جنگى كه مستحب باشد رأيها را سست گرداند ، او عاصى بود . و اگر در جنگ محظور [ با قصد ايجاد سستى ] « 57 » آن را كار بندد مطيع باشد .
چهارم آوازهاى نوحه و نغمههاى آن و تأثير آن در انگيختن غم و گريه است و ملازمت اندوه و دلتنگى . و آن دو قسم است : ستوده است و نكوهيده .
اما نكوهيده چون غمى كه بر فوت چيزى بود . و خداى - عز و جل - گفته است :
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ
« 58 » ، اى ، تا اندوهگين نشويد بر چيزى دنياوى كه از شما فوت شود . و اندوه بر مردگان از اين جمله است ، چه آن ناپسنديدن قضاى خداى است ، و تأسف بر چيزى دنياوى كه از شما فوت شود و آن را تدارك نيست . و اين اندوه چون نكوهيده است ، تحريك آن به نوحه نيز نكوهيده باشد . و براى آن در نوحه نهى صريح آمده است .
و اما اندوه ستوده اندوه آدمى است بر تقصيرهاى خود در كار دين ، و گريه بر گناهان خود .
و گريستن و اندوهگين شدن و خود را به گريندگان و اندوهگنان ماننده گردانيدن ، براى جبران خطاها ، ستوده است ، چون گريستن آدم ( ع ) . و تحريك و تقويت اين نوع اندوه نيز ستوده است ، زيرا كه باعث است بر آن چه در تدارك آن تشمّر نموده آيد . و براى آن نوحهء داود - عليه السّلام -
هامش
( 56 ) صرامت ، دليرى ، جرئت .
( 57 ) در عربى : على قصد التفتير عن القتال المحظور .
( 58 ) حديد 57 - 23 .