تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
ستوده بود ، چون با غم دايم و گريهء پيوسته بر خطا و زلّت خود نوحه مىكرد . او به نفس خود با اندوه و گريه مىبود و ديگران را در اندوه و گريه مىآورد ، تا به حدى كه جنازه‌ها از مجالس نوحهء او بر مىداشتند ، چه آن اثر به ألفاظ و الحان خود مىنمود . و آن ستوده است ، زيرا كه چيزى كه به كارى ستوده ادا كند ستوده باشد . و از اين سبب بر مذكّر خوش آواز حرام نيست كه بر منبر شعرهاى غم افزاى با رقت به الحان بخواند ، و يا خود بگريد و به گريندگان تشبه نمايد ، تا به واسطهء آن ديگران را در گريه آرد و اندوه ايشان بر انگيزد . پنجم سماع در اوقات شادى ، براى آن كه شادى انگيخته شود و بيفزايد . و آن مباح باشد ، اگر شادى مباح بود ، چون سماع در ايام عيد و عروسى ، و در وقت باز آمدن از سفر ، و در وليمه و عقيقه « 59 » ، و همچنين در وقت ولادت و ختنه ، و هنگام ياد گرفتن و حفظ قرآن ، چه آن همه براى اظهار شادى معتاد است . و وجه جواز آن آن است كه بعضى از لحنها شادى و طرب انگيزد . و هر چه شادى كردن بدان روا باشد ، انگيختن شادى در آن روا بود . و دليل بر اين معنى از نقل آن است كه چون پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - از سفر باز آمد ، زنان بر بامها اين بيتها به لحن مىگفتند و دف مىزدند ، شعر :
طلع البدر علينا * من ثنيّات الوداع وجب الشّكر * علينا ما دعا للَّه داع ايّها المبعوث فينا * جئت بالامر المطاع « 60 »
و اين اظهار شادى است به مقدم او . و آن شادى ستوده بوده است ، پس اظهار آن به شعر و نغمات و رقص و حركات هم ستوده باشد . و از بعضى صحابه - رضى اللّه عنهم - آمده است كه در شاديى كه بديشان رسيدى بر جستند ، چنان كه به زودى در احكام رقص بخواهد آمد . و آن به قدوم هر مسافرى كه شادى به قدوم او روا باشد جايز است . و هر سببى از اسباب شادى همين حكم دارد . و دليل بر اين آن است كه در صحيحين آمده است كه عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه
هامش
( 59 ) عقيقه ، ضيافت نام نهادن و موى ستردن طفل به روز هفتم از ولادت . ( 60 ) ماه تمام ( پيغامبر ) از گردنهء « وداع » بر ما آشكار شد - تا خداگويى باشد سپاس اين بر ما واجب آمد - اى آن كه در ميان ما مبعوث شدى ، دستورى آوردى كه پذيرفتنى است .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 599 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى