گفت : انّ اللّه يؤيّد حسّان بروح [ 281 ] القدس ما نافح او فاخر عن رسول اللّه ، اى ، خداى - عز و جل - حسّان را مؤيد گرداند به جبرئيل ، ما دام كه پيغامبر را نصرت كند ، يا از براى وى مفاخرت نمايد .
و چون نابغهء [ جعدى ] شعر خود بر او خواند ، وى را گفت : لا يفضض اللّه فاك ، اى ، خداى - عز و جل - دندان تو را شكسته مگرداناد .
مترجم مىگويد كه لفظ « دهان » را به جاى دندان ياد فرموده است ، و آن مصطلح است .
و عايشه - رضى اللّه عنها - گفت : ياران پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - اشعار روايت كردندى و پيغامبر - عليه السّلام - تبسم مىفرمود . و عمرو بن شريد از پدر خود روايت كرده كه در خدمت پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - صد بيت از شعر اميهء ابى صلت روايت كردم و او مىگفت :
هيه هيه ، اى ، بيار بيار . پس گفت : ان كاد في شعره ليسلم ، اى ، نزديك آمده در شعر خود كه اسلام آرد .
و انس گفت كه براى پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در سفر اشتران را به خواندن شعر براندندى ، انجشه اشتران زنان را حدا مىخواند و براء بن مالك اشتران مردان را . پس پيغامبر - عليه السّلام - گفت : يا انجشة رويدك سوقك بالقوارير ، اى ، اى انجشه اشتران زنان را آهستهتر ران .
مترجم مىگويد كه قوارير شيشهها را گويند ، و از زنان بدان كنايت فرموده است . و براى ضعف عزيمت و قوّت ، ايشان را حدا كراهيت داشت ، اما براى آن كه اشتران تيزتر روند و زنان از آن رنج بينند ، و اما به سبب آواز خوش كه در دل ايشان صبوتى « 47 » پديد آيد .
و هميشه حدا گفتن در پس اشتران از عادت عرب بوده است در زمان پيغامبر - عليه السّلام - و در زمان صحابه . و آن نبودى جز به شعرهايى كه به آوازهاى خوش و لحنهاى موزون ادا كرده شدى . و نقل نشده كه كسى آن را انكار كردى ، بل بسيار بودى كه آن را التماس نمودندى : گاهى براى تحريك اشتران ، و گاهى براى لذت . پس روا نباشد كه حرام بود ، از آن روى كه سخنى مفهوم با لذت است كه به آوازهاى خوش و لحنهاى موزون ادا كرده مىشود .
درجهء چهارم نظر است در آن از آن روى كه جنبانندهء دل است ، و برانگيزانندهء آن چه بر او غالب
هامش
( 47 ) صبوت ، ميل كردن به سوى كودكى و مشتاق كار كودكان شدن .