سوم آن كه چون فراهم آمدن بر آن عادت فاسقان است ، تشبّه بديشان ممتنع بود . زيرا كه هر قومى كه تشبّه به قومى نمايد ، او از ايشان بود . و بدين علت مىگوييم كه سنتى كه شعار مبتدعان گردد بايد گذاشته شود « 42 » ، از بيم تشبه به ايشان . و بدين علت دهل كه مخنثان زنند حرام است ، و آن طبلى دراز است و ميان باريك با دو سر پهن ، و اگر نه تشبه به ايشان بودى ، آن چون طبلك حاجيان و غازيان بودى .
و بدين علت مىگوييم كه اگر جماعتى فراهم آيند و مجلسى بيارايند و اسباب شرب حاضر كنند و سكنگبين در قدح ريزند و ساقى نصب كنند كه بر ايشان بگردد و بديشان دهد و ايشان از ساقى بگيرند و بخورند و جمع را خدمت كنند و سخنانى كه ميان شرابخواران معتاد است بگويند « 43 » ، حرام باشد ، اگر چه آن شربت در نفس خود مباح بود . زيرا كه در آن تشبه به مفسدان است . بل بدين سبب باز داشته شود از پوشيدن قبا و ستردن موى و گذاشتن بعضى از آن گرداگرد سر ، در شهرهايى كه در آن ، قبا لباس اهل فساد است . و از آن در ما وراء النهر باز داشته نشود ، چه آن جا قبا اهل صلاح را معتاد است .
و بدين معنيها ناى عراقى و همهء رودها ، چون جنگ و رباب و بربط و غير آن ، حرام شده است . و آن چه جز آن است در معنى آن نيست ، چون شاهين شبانان و حاجيان و شاهين طبالان ، و چون طبل و قضيب و هر آلتى كه از آن آواز خوش و موزون بر آيد - جز آن چه معتاد شرابخواران است - زيرا كه آن همه به خمر تعلق ندارد و آن را ياد ندهد و آرزوى آن نه انگيزد و در آن [ 280 ] تشبه به شرابخواران نباشد ، و در معنى آن نبود و بر اصل اباحت بماند از روى قياس بر آواز مرغان و غير آن . بل گوييم كه شنيدن رودها از كسى كه آن را بى نسبت و ناخوش زند هم حرام است .
و بدين روشن شود كه علت تحريم آن مجرد لذت و خوشى نيست . بل قياس آن است كه چيزهاى خوش همه حلال باشند ، مگر آن كه در تحليل آن فسادى است . خداى - عز و جل - گفت :
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
« 44 » ، اى ، بگوى « كه حرام كرده است زينتى كه خداى - عز و جل - براى بندگان خود بيرون آورده است و چيزهاى خوش ؟ » و اين آوازها از آن
هامش
( 42 ) گذاشتن ، ترك كردن .
( 43 ) در عربى : فيأخذون من الساقي و يشربون و يحيى بعضهم بعضا بكلماتهم المعتادة بينهم ( 6 - 474 ) .
( 44 ) اعراف 7 - 32 .