اى ، هر فردى در ميان اهل خود غارت كرده شده است ، و او را مرگ نزديكتر از بند نعلين اوست . و بلال را چون تب زايل شدى ، آواز بلند كردى و اين دو بيت خواندى ، شعر :
الا ليت شعرى هل ابيتنّ ليلة * بواد و حولى اذخر و جليل
و هل اردن يوما مياه مجنّة * و هل يبدون لي شامة و طفيل
اى ، كاشكى بدانم كه هيچ شبى به واديى گذرانم ؟ و گرد بر گردم خير بويا و درخت ثمام باشد ، و هيچ روزى به آبهاى مجنّه رسم و هيچ شامه و طفيل را بينم ؟
مترجم مىگويد كه ثمام درختى است بس ضعيف كه برگ دارد چون برگ خرما ، و عرب شكاف خانهها را از آن پر گرداند . و خير بويا و ثمام در زمين مكه بسيار باشد . و مجنّه موضعى است نزديك مكه ، و در جاهليت آن جا بازار بوده است . و شامه و طفيل نام دو كوه است .
و عايشه گفت : من پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلم - از اين خبر كردم ، گفت ( ص ) : اللّهمّ حبّب إلينا المدينة كحبّنا مكّة ، اى ، اى بار خدايا ، مدينه را بر ما دوست گردان چون دوست داشتن ما مكه را . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - در مدينه خشت نقل مىكرد با مردمان براى بناى مسجد و مىگفت :
هذا جمال لا جمال خيبر * هذا أبر ربّنا و اطهر « 46 »
اى ، اين اشتران نه اشتران خيبر است ، اين نيكوتر ، اين [ خانهء ] پروردگار ماست و پاكيزهتر . و نيز بار ديگر گفت :
اللّهمّ انّ الامر امر الآخرة * فاغفر الانصار و المهاجرة « 47 »
اى ، اى بار خدايا ، كار كار آخرت است ، پس انصار و مهاجر را بيامرز . و اين در صحيحين است .
و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - براى حسّان ثابت در مسجد منبر نهادى ، و او بر آن بايستادى و از براى پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - مفاخرت نمودى يا وى را نصرت كردى . و پيغامبر ( ص )
هامش
( 46 ) در شرح زبيدى ( 6 - 480 ) مصراع اول چنين آمده : هذا الحمال لا حمال خيبر - هذا أبر ربنا و اطهر . نيز ضبط بيت دوم چنين است : اللهم ان العيش عيش الآخرة - فارحم الانصار و المهاجرة .
( 47 ) در شرح زبيدى ( 6 - 480 ) مصراع اول چنين آمده : هذا الحمال لا حمال خيبر - هذا أبر ربنا و اطهر . نيز ضبط بيت دوم چنين است : اللهم ان العيش عيش الآخرة - فارحم الانصار و المهاجرة .