از لونهاى تيره و زشت . و شم را نسيم بويهاى خوش است ، و آن در مقابلهء نتنهاى مستكره است .
و ذوق را طعمهاى لذيذ است ، چون چربى و شيرينى و ترشى ، و آن در مقابلهء تلخى رفته است . و لمس را لذت نرمى و نازكى است ، و آن در مقابلهء درشتى و تندى « 24 » است . و عقل را لذت علم و معرفت است ، و آن در مقابلهء جهل و بلادت است .
پس همچنين آوازهايى كه دريافت آن به سمع است دو قسم است : مستلذ ، چون آواز هزاردستان و مزامير ، و مستكره ، چون بانگ دراز گوش و غير آن . و قياس اين حس و لذت آن بر ديگر حسها و لذتهاى آن در غايت ظهور است .
و اما نص
( 1 ) دليل بر آن كه شنيدن آواز خوش مباح است منت نهادن حق تعالى است بر بندگان بدانچه گفته است :
يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ
« 25 » . و در تفسير اين آيت گفتهاند كه آن آواز خوش است . و در حديث است : ما بعث اللّه نبيا الاّ حسن الصّوت ، اى ، حق تعالى هيچ پيغامبرى نفرستاده مگر خوش آواز . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت : للَّه اشدّ إذنا للرّجل الحسن الصّوت بالقرآن من صاحب القينة إلى قينته ، اى ، هر آينه خداى - عز و جل - از مردى كه قرآن به آواز خوش خواند به از آن استماع فرمايد كه صاحب مطربه از مطربهء خود .
و در حديث آمده است در معرض ثناى داود - عليه السّلام - كه او خوش آواز بود در نوحه كردن بر نفس خود و در خواندن زبور ، تا به حدى كه آدميان و پريان و مرغان و وحشان « 26 » براى شنيدن آواز او فراهم آمدندى ، و از مجلس او چهار صد جنازه و آن چه بدان نزديك باشد در وقتها برداشته شدى . و پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفت در مدح بو موسى اشعرى : لقد اعطى هذا مزمارا من مزامير آل داود ، اى ، اين را مزمارى از مزامير آل داود داده شده است .
مترجم مىگويد كه مزامير اينجا ضرب مثلى است ، كه از خوشى آواز چنانستى كه در حلق او مزامير است . و به آل داود . . . « 27 » خواسته است .
و خداى - عز و جل - گفت :
إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ
« 28 » . و اين به مفهوم خطاب دليل
هامش
( 24 ) تندى ، ترجمهء « ضراسة » .
( 25 ) فاطر 35 - 1 .
( 26 ) وحشان ( ج وحش ) ، وحوش .
( 27 ) احتمال دارد كه در نسخهء فيضيه در اينجا كلمهاى افتاده باشد .
( 28 ) لقمان 31 - 19 .