است بر مدح آواز خوش . و اگر روا باشد كه گفته شود كه اباحت آواز خوش به شرط آن است كه در خواندن قرآن باشد . لازم آيد كه شنيدن آواز هزار دستان حرام بود ، زيرا كه او قرآن نمىخواند .
و چون شنيدن آواز غفل « 29 » كه آن را معنى نيست روا مىباشد ، شنيدن آوازى كه از آن حكمت و معنيهاى صحيح مفهوم شود چرا روا نباشد ؟ چه بعضى از شعرها حكمت است ، چنان كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفته است « 30 » و اين نظر است در آواز از آن روى كه خوش باشد .
درجهء دوم نظر است در آواز خوش موزون ، چه موزونى وراى خوشى است . و بسيار آواز خوش باشد كه از وزن بيرون بود ، و بسيار آواز موزون باشد كه خوش نبود . و آوازهاى موزون به اعتبار مخارج آن سه است . چه آواز اما از جمادى بيرون آيد ، چون آواز نايها و رودها « 31 » و آواز طبل و قضيب و غير آن ، و اما از گلوى جانورى ، و آن جانور يا آدمى بود يا غير آن . چه آواز عندليب و قمرى و ديگر مرغان با خوشى آواز موزون است و مطلع و مقطع آن متناسب ، و براى آن در شنيدن او لذتى است .
و اصل در آوازها گلوى جانوران است ، و ناى بر نسبت آواز گلو وضع افتاده است . و اين [ 279 ] تشبيه صنعت به خلقت است . چه هيچ چيزى نيست از آن چه اهل صناعت آن را تصوير كردهاند كه نه آن را مثالى است در خلقت ، كه حق تعالى در اختراع آن متفرد است ، و صنّاع از آن آموختهاند و بدان قصد اقتدا كردهاند ، و شرح آن دراز است . و شنيدن اين آوازها مستحيل « 32 » است كه از براى خوشى يا موزونى حرام باشد ، چه آواز عندليب و ديگر مرغان را هيچ كس حرام نگفته است . و ميان ناى گلوى « 33 » و ناى گلوى فرقى نيست ، و ميان حيوان و جماد هم فرقى نه .
پس بايد كه بر آواز عندليب قياس كرده شود آوازهايى كه از ديگر جسمها به اختيار آدمى بيرون مىآيد ، چون آوازى كه از حلق بيرون مىآيد ، و آوازى كه از قضيب و طبل و دف و غير آن بيرون مىآيد . و از اين مستثنى نباشد جز ملاهى و رودها و نايهايى كه شرع از آن منع فرموده است ، نه براى لذت آن ، چه اگر منع براى لذت بودى ، پس هر چه آدمى از آن لذت يابد ممنوع بودى . و ليكن خمر حرام شد ، و « 34 » حرص بر ضراوت « 35 » مردمان در خوردن خمر آن اقتضا كرد كه
هامش
( 29 ) آواز غفل ، آواز بى مفهوم .
( 30 ) اشاره است به حديث : ان من الشعر لحكمة .
( 31 ) رود ، مطلق ساز زهى .
( 32 ) مستحيل ، محال .
( 33 ) ناى گلو ، حنجره .
( 34 ) در حالى كه .
( 35 ) ضراوت ، اعتياد ، اشتياق .