تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
يا مخطى . و نابينا را جز تقليد نبود ، پس بايد كسى را تقليد كند كه به دين و بصيرت او وثوقى باشد اگر مقلّد او مجتهد باشد در قبله . و اگر قبله ظاهر بود ، روا كه بر قول هر عدلى در حضر و سفر اعتماد كند . و نابينا و نادان را روا نباشد كه در قافله‌اى سفر كند كه در آن كسى نباشد كه دليلهاى قبله داند ، جايى كه به استدلال حاجت باشد ، چنان كه عامى را روا نباشد كه در شهرى مقيم شود كه در آن فقيهى نباشد كه تفصيل شرع بداند ، پس لازم باشد كه از آن بيرون آيد و به شهرى رود كه در آن كسى يابد كه وى را دين آموزد . و اگر در شهرى فقيهى نباشد جز فاسق ، هم هجرت بايد كرد ، چه بر فتواى فاسق اعتماد نباشد ، بل در جواز قبول فتوا عدالت شرط است چنان كه در روايت آمده است - و اگر به فقه معروف باشد و در عدالت و فسق حالش پوشيده بود ، روا كه از او قبول كند چون كسى نيابد كه او را عدالتى ظاهر باشد ، زيرا كه مسافر در شهرها نتواند كه از عدالت مفتيان بحث كند . و اگر او را حرير پوشيده بينند يا جامه‌اى كه غالب بر آن ابريشم باشد ، يا بر اسبى نشسته كه زينت زر دارد ، فسق او ظاهر باشد و قبول قول او روا نبود ، پس بايد كه ديگرى طلبد . و همچنين چون بيند كه بر مايدهء سلطانى ، كه اغلب مال او حرام باشد ، نان خورد يا از او ادرارى وصلتى ستاند ، بى آن كه بداند كه آن چه ستده است از وجه حلال است ، آن هم فسقى باشد كه عدالت را زيان رساند و از قبول فتوا و روايت و گواهى باز دارد . و اما دانستن وقتهاى نماز پنجگانه ، از آن چاره نباشد . پس وقت نماز پيشين به زوال در آيد . چه هر شخصى را در اول روز سايه‌اى دراز باشد در جانب مغرب ، پس كم شدن گيرد تا وقت زوال ، پس زيادت شدن گيرد در جهت مشرق ، و تا غروب زيادت مىشود . پس مسافر بايد كه در موضعى بايستد ، يا چوبى راست بايستاند ، و بر سر سايه نشان كند ، و پس از آن بساعتى بنگرد . اگر سايه را در كم شدن بيند ، هنوز وقت در نيامده باشد . و طريق آن آن است كه در شهر ، وقت بانگ نماز مؤذنى معتمد ، سايهء بالاى « 127 » خود بنگرد ، اگر سه قدم باشد مثلا به قدم او ، پس هر گاه كه در سفر همچنان شود و زيادت شدن گيرد نماز گزارد . و اگر شش قدم و نيم بدان زيادت شود وقت نماز ديگر در آيد ، كه سايهء قامت هر شخصى به قدم او شش قدم و نيم است بتقريب .
هامش
( 127 ) بالا ، قامت .