اول معنى مقابلهء عين و مقابلهء جهت فهم كرده شود .
و معنى مقابلهء عين آن است كه در موقفى بايستد كه اگر خطى مستقيم از ميان دو چشم او بيرون آيد سوى ديوار كعبه پيوندد ، و از دو جانب خط دو زاويهء متساوى حاصل شود ، و خطى كه از موقف نماز كننده بيرون آيد تقدير كرده شود كه از ميان دو چشم او بيرون آمده است ، و اين صورت موقف نماز كننده و مقابلهء عين است . [ 272 ] و اما مقابلهء جهت در آن روا باشد كه طرف ديگر خطى كه بيرون آمده باشد از ميان دو چشم به كعبه پيوندد بى آن كه دو زاويهاى كه از دو جانب خط است متساوى بود . بل دو زاويه متساوى نباشد مگر چون خط به يك نقطهء معين پيوند [ كه آن نقطهء واحدى است ] . و اگر اين خط بر استقامت كشيده شود سوى ديگر نقطهها ، از راست و چپ آن ، يكى از دو زاويه از ديگرى تنگتر باشد ، پس از مقابلهء عين بيرون باشد و ليكن از مقابلهء جهت بيرون نبود - چون خطى كه بر آن مقابلهء جهت نبشتهايم - چه اگر كعبه بر طرف آن خط تقدير كرده شود « 123 » ، ايستنده جهت كعبه را مستقبل بود نه عين آن را . و حد آن جهت آن است كه ميان دو خطى افتد كه توهم كنيم كه از دو چشم بيرون آمدهاند ، و طرفهاى ايشان فراهم آمده است در داخل سر ، ميان دو چشم بر زاويهء قايمه . پس آن چه ميان دو خطى افتد كه از ميان دو چشم بيرون آمدهاند ، داخل جهت باشد . و هر چه اين خطها درازتر باشد و از كعبه دور تر ، فراخى ميان هر دو خط بيشتر بود . و اين صورت آن است .
چون معنى جهت و عين مفهوم شد ، پس گوييم كه آن چه نزديك ما در فتوا درست است آن است كه مطلوب عين است ، اگر ديدن كعبه ممكن باشد . و اگر به سبب تعذر ديدن حاجت باشد به استدلال ، استقبال جهت بسنده بود .
هامش
( 123 ) تقدير كردن ، فرض كردن .