و اما طلب عين در حال امكان ديدن مجمع عليه است . و اما به جهت قبله اكتفا نمودن ، در حال تعذر معاينه ، كتاب و سنت و فعل صحابه و قياس بر آن دلالت مىكند .
اما كتاب قول خداى - عز و جل :
وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ
، اى نَحْوَه « 124 » ، اى ، هر كجا كه باشيد رويهاى خود سوى آن آريد . چه هر كه برابر جهت كعبه ايستاده باشد گفته شود كه روى سوى آن آورده است .
و اما سنت آن چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - اهل مدينه را گفت : ما بين المشرق و المغرب قبلة . و مشرق بر دست چپ مدينه است و مغرب بر دست راست . پس پيغامبر - عليه السلام - كل آن مسافت را كه ميان راست و چپ واقع است قبله كرد ، و « 125 » مساحت كعبه بدانچه ميان مشرق و مغرب است وفا نكند ، و جز جهت كعبه بدان وافى نبود . و اين لفظ از عمر و ابن عمر - رضى اللّه عنهما - منقول است .
و اما فعل صحابه آمده است كه اهل مسجد قبا در نماز بامداد در مدينه روى به بيت المقدس آورده بودند و پشت به كعبه ، زيرا كه مدينه ميان اين هر دو واقع است ، ايشان را گفتند كه قبله سوى كعبه تحويل شد . ايشان در ميان نماز بگشتند ، بى طلب دلالتى . و بر ايشان انكارى نرفت ، و مسجد ايشان را ذو القبلتين نام كردند . و مقابلهء عين از مدينه تا مكه جز به دليلهاى هندسى - كه در آن نظر درازست - نتوان دانست . پس ايشان چگونه به بديهه در ميان نماز و تاريكى شب آن بدانستند ؟ و دليل ديگر از فعل ايشان آن است كه در حوالى مكه و ديگر شهرهاى اسلام مسجدها بنا كردند ، و در تسويهء محراب هرگز مهندسى را نطلبيدند ، « 126 » مقابلهء عين جز به نظر باريك هندسى نتوان دانست .
و اما قياس آن كه حاجتها به استقبال كعبه ماسه است ، و در همهء أقطار زمين مسجد بنا مىبايد كرد . و مقابلهء عين ممكن نگردد جز به عملهاى هندسى كه شرع به نگريستن در آن وارد نشده است ، بل بسى باشد كه از تعمق در علم آن منع كند ، پس كار شرع بر آن چگونه بنا كرده شود ؟ پس براى ضرورت به جهت بسنده بايد كرد .
هامش
( 124 ) بقره 2 - 150 .
( 125 ) در حالى كه .
( 126 ) در حالى كه .