تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
قبله دانسته شود براى نماز خفتن . و به مشرق خورشيد قبله دانسته شود براى نماز بامداد . پس خورشيد در هر پنج نماز دليل قبله است . و ليكن آن به زمستان و تابستان مختلف شود . چه مشرقها و مغربها بسيار است ، اگر چه در دو جهت محصور است ، پس چاره نباشد از آموختن آن نيز . و ليكن باشد كه نماز شام و خفتن پس از غيبت شفق گزارد ، و دليل گرفتن بر قبله ممكن نگردد . پس واجب باشد كه موقع قطب را رعايت كند . و آن ستاره‌اى است كه او را جدى خوانند . و آن ستاره‌اى است ثابت كه حركت او از موضع خود ظاهر نشود . و آن يا بر قفاي مستقبل باشد ، يا بر دوش راست او از قفا ، يا بر دوش چپ او ، در شهرهاى شمالى از مكه « 121 » ، و اما در شهرهاى جنوبى چون يمن و آن چه نزديك آن است در برابر مستقبل بود . پس بايد آن را بياموزد و آن چه در شهر خود دانسته باشد بايد در همهء راهها بدان اعتماد كند ، مگر چون سفر دراز شود . چه مسافت چون دور شود ، موقع خورشيد و موقع قطب و موقع مشرقها و مغربها مختلف گردد . الاّ آن است كه در اثناى سفر خود به شهرها مىرسد ، پس بايد كه از اهل بصيرت بپرسد ، يا اين ستارگان را مراقبت نمايد در حالى كه روى به محراب جامع « 122 » شهر دارد ، تا آن وى را روشن شود . پس هر گاه كه اين دليلها بياموزد ، وى را رسد كه بر آن اعتماد كند . و اگر روشن شود كه از جهت قبله خطا كرده باشد به جهتى ديگر از چهار جهت ، بايد كه نماز قضا كند . و اگر از حقيقت محاذات قبله منحرف شده باشد و ليكن از جهت آن بيرون نه آمده ، قضاى نماز لازم نشود . و فقها خلافى ايراد كرده‌اند كه مطلوب جهت كعبه است يا عين آن ؟ و معنى آن بر جماعتى مشكل شده است . چه گفته‌اند كه اگر گوييم كه مطلوب عين است ، پس با دورى موضعها چگونه صورت بندد ؟ و اگر گوييم كه مطلوب جهت است ، پس كسى كه در مسجد الحرام ايستد ، اگر مستقبل جهت كعبه باشد و تن او از موازات كعبه بيرون بود ، نمازش درست نباشد ، و در اين هيچ خلافى نيست . و در تأويل معنى خلاف در جهت و عين تطويل نموده‌اند . و چاره نيست از آن كه
هامش
( 121 ) در شرح زبيدى : ( في البلاد الشمالية من مكة ) كالكوفه و بغداد و همدان و قزوين و طبرستان و جرجان و ما والاها ( 6 - 440 ) . ( 122 ) جامع ، مسجد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 571 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى