اقامت كند « 110 » پس از آن كه نماز ديگر گزارد و در حضر وقت نماز ديگر باقى بود ، گزاردن نماز ديگر بر وى واجب شود . چه آن چه گذشت به شرط آن بسنده بود كه عذر تا بيرون شدن وقت نماز ديگر باقى ماند .
رخصت پنجم گزاردن نفل است بر راحله .
( 1 ) كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم يصلى على الرّاحلة أينما توجّهت به دابّته ، و أوتر صلعم على الرّاحلة ، اى ، بر راحله نفل بگزاردى به هر جانب كه مركوب وى روى داشتى ، و نيز وتر بر راحله گزارده است . و بر كسى كه سواره نفل گزارد ، در ركوع و سجود جز ايما نباشد ، و بايد كه سجود پستتر از ركوع بود ، و كوژ شدن تا به حدى كه در معرض خطر افتد به سبب ستور لازم نباشد . و اگر در مرقدى « 111 » بود بايد كه ركوع و سجود تمام كند ، چون بر آن قادر باشد .
و اما استقبال قبله واجب نشود ، نه در ابتداى نماز و نه در دوام آن ، و ليكن سمت راه بدل قبله باشد . پس بايد كه در جميع نماز خود يا مستقبل قبله بود ، يا متوجه سمت راه ، تا او را جهتى باشد كه در آن ثابت بود . و اگر ستور را به قصد از راه بگرداند ، نمازش باطل شود ، مگر آن كه سوى قبله گرداند . و اگر به فراموشى گرداند و زمان آن كوتاه بود ، باطل نشود . و اگر زمان دراز باشد ، در آن خلاف است . و اگر ستور سركشى كند و بگردد ، نماز باطل نشود ، زيرا كه اين بسيار اتفاق افتد ، و سجدهء سهو لازم نيايد ، چه سركشى به دو منسوب نباشد ، به خلاف آن چه به فراموشى بگرداند ، چه سجدهء سهو بايد كرد به ايما .
رخصت ششم گزاردن نفل در حال رفتن « 112 » .
( 2 ) و آن در سفر رواست . و ركوع و سجود به ايما كند ، و براى تشهد ننشيند ، زيرا كه آن فايدهء رخصت باطل كند . و حكم او حكم سوار باشد ، و ليكن بايد كه إحرام نماز در حال استقبال قبله بندد ، چه در گشتن يك لحظه دشوارى نيست ، به خلاف ستور كه در گردانيدن آن ، با آن چه « 113 » عنان در دست او باشد ، نوعى دشوارى است ، زيرا باشد كه نماز بسيار
هامش
( 110 ) نيت كند كه مقيم شود .
( 111 ) مرقد ، خوابگاه ، در اينجا : كجاوه يا تخت روان .
( 112 ) در حال پياده رفتن .
( 113 ) با آن چه ، اگر چه ، هر چند .